
By Queen
Bohemian Rhapsody با تلفظ فارسی «بوهیمین رَپسِدی» یکی از مشهورترین و متفاوتترین آثار گروه Queen است. این قطعه را Freddie Mercury نوشت و گروه آن را در سال ۱۹۷۵، بهعنوان بخشی از آلبوم A Night at the Opera منتشر کرد.
کلمه Bohemian به فردی هنرمند، آزاداندیش و خارج از
چارچوبهای معمول اشاره دارد. واژه Rhapsody نیز در موسیقی برای قطعهای آزاد،
احساسی و دارای بخشهای متضاد به کار میرود. نام آهنگ را میتوان تقریباً «راپسودی
یک آزاداندیش» ترجمه کرد؛ نامی که با ساختار غیرمعمول آن هماهنگ است.
این قطعه
برخلاف بیشتر آهنگهای پاپ، ترجیعبند معمولی ندارد و میان چند فضای کاملاً متفاوت
حرکت میکند: آغاز آرام و پیانویی، اعترافی غمانگیز، بخشی شبیه اپرا، اجرای هارد
راک و پایانی آرام و تسلیمشده. برای ساخت همخوانیهای پیچیده آن، فردی مرکوری،
برایان می و راجر تیلور تعداد بسیار زیادی لایه صوتی ضبط کردند؛ منابع گرمی از
حدود ۱۸۰ لایه آوازی خبر دادهاند.
در روایت ظاهری
آهنگ، جوانی به مادرش اعتراف میکند که مردی را کشته و زندگی تازه آغازشده خود را
از بین برده است. او از خانوادهاش خداحافظی میکند، از مرگ میترسد و سپس وارد
صحنهای نمایشی میشود که در آن صداهایی مختلف درباره بخشیدهشدن یا مجازات او بحث
میکنند. راوی پس از مدتی التماس، با عصبانیت مقاومت میکند و در پایان به حالتی
از بیتفاوتی و پذیرش میرسد.
بااینحال، این
داستان نباید حتماً بهصورت واقعی تفسیر شود. فردی مرکوری توضیح قطعی و روشنی
درباره معنای ترانه نداد و ترجیح میداد شنوندگان برداشت خودشان را از آن داشته
باشند. به همین دلیل، آهنگ میتواند داستان یک مجرم، نمایشی درباره احساس گناه یا
استعارهای از تغییر هویت، ترس و رهایی از گذشته باشد؛ اما هیچکدام بهعنوان
معنای رسمی تأیید نشدهاند.
Bohemian Rhapsody در ابتدا به دلیل مدت طولانی و ساختار غیرتجاری خود، انتخابی پرخطر برای انتشار به نظر میرسید؛ اما به نخستین آهنگ شماره یک Queen در بریتانیا تبدیل شد و در انتشار اولیه، ۹ هفته در صدر جدول باقی ماند. این آهنگ در سال ۱۹۹۱ نیز پس از درگذشت فردی مرکوری دوباره به رتبه اول بریتانیا رسید.

|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
Bohemian Rhapsody |
|
تلفظ فارسی |
بوهیمین رَپسِدی |
|
اجراکننده |
Queen |
|
خواننده اصلی |
Freddie Mercury |
|
ترانهسرا |
Freddie Mercury |
|
آلبوم |
A Night at the Opera |
|
تاریخ انتشار |
۳۱
اکتبر ۱۹۷۵ |
|
مدت آهنگ |
حدود ۵ دقیقه و ۵۵ ثانیه |
|
تهیهکنندگان |
Queen و Roy Thomas Baker |
|
سبک |
راک، پراگرسیو راک، هارد راک و اپرا راک |
اطلاعات انتشار و تولید این قطعه در منابع رسمی Queen ثبت شده است. Bohemian Rhapsody در فاصله اوت تا سپتامبر ۱۹۷۵ در چند استودیو، از جمله Rockfield Studios، ضبط شد و در ۳۱ اکتبر همان سال انتشار یافت.

Is this the real
life? Is this just fantasy?
آیا این زندگی
واقعی است؟ یا فقط یک خیال و رؤیاست؟
Caught in a
landslide, no escape from reality
در دل حادثهای
گرفتار شدهام و راهی برای فرار از واقعیت ندارم
(«Landslide» در
اینجا استعارهای از شرایطی سنگین و خارج از کنترل است.)
Open your eyes,
look up to the skies and see
چشمهایت را
باز کن، به آسمان نگاه کن و ببین
I'm just a poor
boy, I need no sympathy
من فقط یک پسر
بیچارهام؛ به دلسوزی کسی هم نیازی ندارم
Because I'm easy
come, easy go
چون همانطور
که راحت میآیم، راحت هم میروم
(یعنی
به اتفاقات و ماندن یا رفتن خودش اهمیت چندانی نمیدهد.)
Little high,
little low
گاهی حالم خوب
است و گاهی پایین و گرفتهام
Any way the wind blows doesn't really matter to me, to me
باد به هر طرفی که بوزد، دیگر واقعاً برای من اهمیتی
ندارد، برای من
(یعنی هر اتفاقی بیفتد، دیگر برایش فرقی نمیکند.)
Mama, just killed a man
مامان، همین حالا یک مرد را کشتم
Put a gun against his head, pulled my trigger, now he's
dead
اسلحه را روی سرش گذاشتم، ماشه را کشیدم و حالا او مرده
است
Mama, life had just begun
مامان، زندگی تازه شروع شده بود
But now I've gone and thrown it all away
اما حالا خودم همهچیز را نابود کرده و دور انداختهام
Mama, ooh, didn't mean to make you cry
مامان، اوه، نمیخواستم باعث گریهات شوم
If I'm not back again this time tomorrow
اگر فردا در همین ساعت دیگر برنگشتم
Carry on, carry on as if nothing really matters
به زندگی ادامه بده، ادامه بده؛ انگار هیچچیز واقعاً
اهمیتی ندارد
Too late, my time has come
دیگر خیلی دیر شده؛ زمان رفتن من رسیده است
Sends shivers down my spine, body's aching all the time
لرزه به جانم افتاده و تمام بدنم مدام درد میکند
Goodbye, everybody, I've got to go
خداحافظ همه؛ من باید بروم
Gotta leave you all behind and face the truth
باید همه شما را پشت سر بگذارم و با حقیقت روبهرو شوم
Mama, ooh (any way the wind blows)
مامان، اوه... (باد به هر سمتی که بوزد)
I don't wanna die
من نمیخواهم بمیرم
I sometimes wish I'd never been born at all
گاهی آرزو میکنم که ایکاش اصلاً به دنیا نیامده بودم
I see a little silhouetto of a man
تصویر کوچک و سایهمانند مردی را میبینم
(«Silhouetto» شکل نمایشی و ایتالیاییمانند واژه «Silhouette» بهمعنای شبح یا طرح تیره یک شخص
است.)
Scaramouche, Scaramouche, will you do the Fandango?
اسکاراموش، اسکاراموش، آیا فاندانگو میرقصی؟
(«Scaramouche» شخصیتی دلقکگونه و ترسو در نمایشهای
سنتی ایتالیایی است و «Fandango» نوعی
رقص پرجنبوجوش اسپانیایی است.)
Thunderbolt and lightning, very, very frightening me
رعد و برق و آذرخش، من را بهشدت میترسانند
(Galileo) Galileo, (Galileo) Galileo, Galileo Figaro,
magnifico
(گالیله) گالیله، (گالیله) گالیله، گالیله،
فیگارو، باشکوه
(این بخش بیشتر حالتی نمایشی و اپرایی دارد.
«گالیله» دانشمند مشهور، «فیگارو» شخصیتی شناختهشده در اپرا و «Magnifico» در ایتالیایی بهمعنای باشکوه است.)
But I'm just a poor boy, nobody loves me
اما من فقط یک پسر بیچارهام و هیچکس دوستم ندارد
He's just a poor boy from a poor family
او فقط پسری بیچاره از خانوادهای فقیر است
Spare him his life from this monstrosity
جانش را از این وضعیت وحشتناک نجات دهید
(گویی گروهی برای بخشیدهشدن و نجات او
التماس میکنند.)
Easy come, easy go, will you let me go?
راحت آمدم و راحت میروم؛ آیا اجازه میدهید بروم؟
بِسْمِ ٱللَّٰهِ
به نام خدا
(این عبارت در متن اصلی نیز به زبان عربی
خوانده میشود و در این بخش حالتی شبیه درخواست بخشش یا داوری دارد.)
No, we will not let you go (let him go)
نه، ما اجازه نمیدهیم بروی (بگذارید برود)
بِسْمِ ٱللَّٰهِ
به نام خدا
We will not let you go (let him go)
ما اجازه نمیدهیم بروی (بگذارید برود)
بِسْمِ ٱللَّٰهِ
به نام خدا
We will not let you go (let me go)
ما اجازه نمیدهیم بروی (بگذارید بروم)
Will not let you go (let me go)
اجازه نمیدهیم بروی (بگذارید بروم)
Will not let you go (never, never, never, never let me go)
اجازه نمیدهیم بروی (هرگز، هرگز، هرگز، هرگز نمیگذارند
بروم)
No, no, no, no, no, no, no
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
Oh, mamma mia, mamma mia
اوه، ماما میا، ماما میا
(عبارتی ایتالیایی شبیه «ای وای» یا «خدای
من».)
Mamma mia, let me go
ماما میا، بگذارید بروم
Beelzebub has a devil put aside for me, for me, for me
بعلالذباب شیطانی را مخصوص من کنار گذاشته است؛ برای من،
برای من، برای من
(«Beelzebub» نامی قدیمی برای یکی از شیاطین یا خود شیطان
است؛ یعنی راوی احساس میکند مجازاتی شیطانی در انتظارش است.)
So you think you can stone me and spit in my eye?
پس فکر میکنی میتوانی سنگسارم کنی و در صورتم تف
بیندازی؟
So you think you can love me and leave me to die?
فکر میکنی میتوانی دوستم داشته باشی و بعد رهایم کنی تا
بمیرم؟
Oh, baby, can't do this to me, baby
اوه عزیزم، نمیتوانی این کار را با من بکنی، عزیزم
Just gotta get out, just gotta get right outta here
فقط باید فرار کنم؛ باید همین حالا از اینجا بیرون بروم
Ooh
اوه
Ooh, yeah, ooh, yeah
اوه، آره، اوه، آره
Nothing really matters, anyone can see
هیچچیز واقعاً اهمیتی ندارد؛ هر کسی میتواند این را
بفهمد
Nothing really matters
هیچچیز واقعاً اهمیتی ندارد
Nothing really matters to me
هیچچیز واقعاً برای من اهمیتی ندارد
Queen (کوئین) یک گروه راک بریتانیایی است که ترکیب کلاسیک آن را Freddie Mercury بهعنوان
خواننده و نوازنده پیانو، Brian May نوازنده گیتار، Roger
Taylor نوازنده درام و John Deacon نوازنده
گیتار بیس تشکیل میدادند. این چهار عضو با ترکیب راک، پاپ، اپرا و اجراهای
نمایشی، صدایی به وجود آوردند که بهسادگی قابل مقایسه با گروههای دیگر نبود.
فردی مرکوری با نام اصلی Farrokh
Bulsara (فرخ بولسارا) در
سال ۱۹۴۶ در زنگبار متولد شد. او خواننده، آهنگساز و یکی از چهرههای اصلی Queen بود و علاوه بر Bohemian
Rhapsody، آهنگهای معروفی مانند Somebody to Love، We Are the Champions و Don’t Stop Me Now را نیز نوشت. شخصیت نمایشی، صدای قدرتمند و
توانایی او در برقراری ارتباط با تماشاگران، بخش مهمی از هویت Queen را شکل داد.
Bohemian Rhapsody یکی از مهمترین
نمونههای خلاقیت فردی مرکوری است. او پیش از آغاز ضبط، طرح کلی بخشهای مختلف
آهنگ را در ذهن داشت و گروه با همکاری تهیهکننده Roy
Thomas Baker آن ایده
پیچیده را به یک اثر کامل تبدیل کرد. این آهنگ بعدها به یکی از آثار ثبتشده در
تالار مشاهیر گرمی تبدیل شد.
آهنگ با سؤالهایی شروع میشود که فعل be در ابتدای آنها
قرار گرفته است.
ساختار کلی:
Am / Is / Are + subject + complement?
مثال:
Is this your final answer?
آیا این پاسخ نهایی توست؟
Is she ready?
آیا او آماده است؟
در سؤالهایی که فعل اصلی جمله be است، نیازی به
استفاده از do یا does نداریم.
کلمه caught شکل گذشته و قسمت سوم فعل catch است.
عبارت be caught in
something یعنی در یک
موقعیت، حادثه یا شرایط دشوار گرفتار شدن.
We were caught in the rain.
ما در باران گرفتار شدیم.
He was caught in traffic.
او در ترافیک گیر افتاد.
کلمه landslide در معنای واقعی یعنی «رانش زمین»؛ اما میتواند
بهصورت استعاری، شرایطی غیرقابلکنترل را نیز نشان دهد.
در انگلیسی میتوان برای منفیکردن یک اسم، مستقیماً no را پیش از آن
قرار داد.
There is no escape.
هیچ راه فراری وجود ندارد.
I have no time.
من هیچ وقتی ندارم.
این ساختار از نظر معنی تقریباً برابر با جمله زیر است:
There isn’t any escape.
بنابراین no + noun معمولاً جمله را کوتاهتر و قاطعتر میکند.
برای دستور دادن، درخواست کردن یا تشویق کسی، جمله را با
شکل ساده فعل آغاز میکنیم.
Open the door.
در را باز کن.
Look at the sky.
به آسمان نگاه کن.
در جمله امری معمولاً فاعل you نوشته نمیشود؛ اما از نظر معنایی مخاطب همان
«تو» یا «شما» است.
برای منفیکردن جمله امری از don’t استفاده میکنیم:
Don’t look back.
به عقب نگاه نکن.
ساختار need no + noun رسمیتر و تأکیدیتر از don’t need any + noun است.
I need no permission.
من به هیچ اجازهای نیاز ندارم.
این جمله با شکل زیر تقریباً هممعنی است:
I don’t need any permission.
در مکالمات معمولی، شکل دوم رایجتر است؛ اما شکل اول میتواند
لحن شاعرانه، رسمی یا قاطع ایجاد کند.
اصطلاح easy come, easy go درباره چیزی به کار میرود که راحت به دست آمده
و به همان راحتی نیز از دست میرود.
برای مثال:
He spends money quickly—easy come, easy go.
او پول را سریع خرج میکند؛ چیزی که آسان بیاید، آسان هم
میرود.
این اصطلاح معمولاً نوعی بیخیالی یا پذیرش تغییرات را
نشان میدهد.
فعل matter یعنی «اهمیت داشتن».
ساختار رایج آن:
Something + matters + to + someone
Your opinion matters to me.
نظر تو برای من اهمیت دارد.
It doesn’t matter to them.
این موضوع برای آنها مهم نیست.
وقتی فاعل جمله nothing باشد، فعل همچنان به شکل سومشخص مفرد میآید:
Nothing matters.
نه:
Nothing matter.
زمان Past Perfect برای اتفاقی استفاده میشود که پیش از یک اتفاق
دیگر در گذشته رخ داده است.
ساختار:
Subject + had + past participle
The movie had begun before we arrived.
فیلم پیش از رسیدن ما شروع شده بود.
فعل begin بیقاعده است:
Begin – Began – Begun
بنابراین بعد از had باید از begun استفاده شود، نه began.
ساختار go and + verb همیشه به معنی رفتن فیزیکی نیست. گاهی برای بیان
کاری ناگهانی، غیرمنتظره یا تأسفبرانگیز استفاده میشود.
He went and lost the key.
او رفت و کلید را گم کرد؛ یا در ترجمه طبیعیتر: آخرش
کلید را گم کرد.
وقتی این ساختار در زمان حال کامل قرار بگیرد، شکل زیر را
میسازد:
have/has gone and + past participle
این ساختار میتواند ناراحتی گوینده از نتیجه یک عمل را
نشان دهد.
عبارت mean to do something یعنی قصد انجام کاری را داشتن.
I meant to call you.
قصد داشتم با تو تماس بگیرم.
I didn’t mean to hurt you.
قصد نداشتم به تو آسیب بزنم.
این ساختار با mean + noun متفاوت است:
What does this word mean?
این کلمه چه معنایی دارد؟
در کاربرد اول، mean یعنی «قصد داشتن» و در کاربرد دوم یعنی «معنی دادن».
برای صحبت درباره یک احتمال واقعی در آینده، معمولاً از
شرطی نوع اول استفاده میکنیم.
ساختار:
If + Present Simple, will + verb
If I finish early, I will call you.
اگر زود تمام کنم، با تو تماس میگیرم.
در بخش دارای if معمولاً از will استفاده نمیشود.
درست:
If she comes, I will tell her.
نادرست:
If she will come, I will tell her.
فعل عبارتی carry on یعنی ادامه دادن.
Carry on with your work.
به کارت ادامه بده.
میتوان بعد از آن از فعل ing نیز استفاده کرد:
She carried on talking.
او به صحبتکردن ادامه داد.
عبارت as if نیز یعنی «انگار که» یا «طوری که گویی».
He acts as if he knows everything.
او طوری رفتار میکند که انگار همهچیز را میداند.
در آهنگ از تلفظهای غیررسمی و گفتاری استفاده شده است.
Gotta معمولاً شکل گفتاری have got to است و معنی «باید» میدهد.
I’ve gotta leave.
باید بروم.
Wanna شکل گفتاری want to است.
I wanna rest.
میخواهم استراحت کنم.
Outta شکل گفتاری out of است.
Get outta here.
از اینجا برو بیرون.
این شکلها در مکالمه و موسیقی رایجاند، اما برای مقاله،
نامه یا نوشتار رسمی مناسب نیستند.
برای بیان حسرت درباره اتفاقی که در گذشته رخ داده یا رخ
نداده است، از ساختار زیر استفاده میکنیم:
Wish + subject + had + past participle
I wish I had studied harder.
کاش بیشتر درس خوانده بودم.
در ساختار had been born از گذشته کامل مجهول استفاده شده است:
Had + been + past participle
نکته مهم این است که در چنین جملهای I’d مخفف I had است، نه I would.
بخش اپرایی آهنگ از چند واژه و نام غیرمعمول استفاده میکند
تا فضایی شلوغ، نمایشی و شبیه دادگاه یا صحنه اپرا بسازد.
Scaramouche نام یکی از شخصیتهای سنتی و خودنما در نمایش کمدی ایتالیایی Commedia dell’arte است.
Fandango نوعی رقص تند اسپانیایی است.
Galileo به گالیلئو گالیله، دانشمند مشهور ایتالیایی، اشاره دارد.
Figaro نامی شناختهشده در چند اثر اپرایی اروپایی است.
Magnifico در زبان ایتالیایی تقریباً به معنی «باشکوه» یا «عالی» است.
Mamma mia یک عبارت تعجبی ایتالیایی به معنی تقریبی «ای وای» یا «خدای من» است.
Bismillah عبارتی عربی به معنی «به نام خدا» است.
Beelzebub نامی است که در متون مذهبی برای یک موجود شیطانی به کار رفته است.
همچنین silhouetto واژهای رایج در انگلیسی معیار نیست؛ فردی
مرکوری با افزودن پایانی ایتالیاییمانند به واژه silhouette، آن را نمایشیتر و متناسب با فضای اپرایی آهنگ کرده است.