
By Chris de Burgh
آهنگ Sailor با تلفظ فارسی «سِیلِر» اثری
از خواننده و ترانهسرای معروف Chris de Burgh (کریس دی برگ) است. این قطعه در سال
۱۹۸۰ در آلبوم Eastern Wind منتشر شد. عنوان Sailor به معنی «ملوان» است.
آهنگ داستان مردی را روایت میکند که در زمان جنگ زندانی
شده و از پشت میلههای زندان، کشتیای را میبیند که زیر نور ماه از بندر دور میشود.
او آرزو دارد ملوانان کشتی صدایش را بشنوند و او را نزد معشوق و سرزمینش
بازگردانند.
کریس دی برگ گفته است هنگام نوشتن این آهنگ، مردی را تصور
میکرد که داخل سلولی روشنشده با نور ماه ایستاده و با حسرت به دریا نگاه میکند.
در ذهن او، این زندانی مردی اسکاتلندی است که ناخواسته درگیر یک جنگ شده و اکنون
میخواهد به تپهها، درهها و کسی که دوستش دارد بازگردد.
پرنده دریایی در متن نماد آزادی است. برخلاف زندانی، پرنده میتواند از سلول دور شود، به سمت غرب پرواز کند و کشتی را دنبال کند. راوی آرزو میکند بالهای آن پرنده را داشت تا همان شب نزد معشوقش بازگردد.
|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
Sailor |
|
تلفظ فارسی |
سِیلِر |
|
خواننده |
Chris de Burgh |
|
سال انتشار |
۱۹۸۰ |
|
آلبوم |
Eastern Wind |
|
شماره قطعه |
۷ |
|
مدت آهنگ |
۴
دقیقه و ۱۵ ثانیه |
|
ترانهسرا |
Chris de Burgh |
|
تهیهکننده آلبوم |
David Anderle |
|
سبک کلی |
پاپ
راک و سافت راک |
|
زبان |
انگلیسی |
|
موضوع |
جنگ،
اسارت، دلتنگی و آرزوی بازگشت به خانه |
Sailor هفتمین قطعه آلبوم Eastern Wind است؛ پنجمین آلبوم استودیویی کریس
دی برگ که در ژوئیه ۱۹۸۰ توسط شرکت A&M Records منتشر شد.
Underneath a silver moon, the ship is like a ghost
زیر نور ماه نقرهای، کشتی مثل یک شبح به نظر میرسد
She's been out there for a week, just waiting for the wind
to blow
یک هفته است که آن بیرون مانده و فقط منتظر وزیدن باد است
But now she's off and running, and there's nothing I can
do
اما حالا به راه افتاده و دیگر هیچ کاری از دست من برنمیآید
'Cos I am just a prisoner here until this war is through
چون تا وقتی این جنگ تمام شود، من اینجا مثل یک زندانی
گرفتارم
And I'm singing
و شروع به خواندن میکنم
Sailor, can you hear me
ملوان، صدایم را میشنوی؟
Sailor, hear my call
ملوان، صدای مرا بشنو
Sailor, take me with you
ملوان، من را هم با خودت ببر
Sailor, take me home
ملوان، من را به خانه برگردان
Yesterday I saw a sea bird wheeling light and low
دیروز یک پرنده دریایی را دیدم که سبکبال، نزدیک سطح
دریا دور میزد
Then she sailed off to the west
بعد بهسمت غرب پرواز کرد
Like she was telling me the way to go
انگار داشت راهی را که باید بروم به من نشان میداد
If I had her wings my love I'd be with you tonight
عشق من، اگر بالهای او را داشتم، امشب پیش تو بودم
But my last hope has gone, it's drifting out of sight
اما آخرین امیدم هم رفته و دارد از جلوی چشمم دور میشود
(«Drifting out of sight» یعنی آرامآرام دور شدن تا جایی
که دیگر دیده نشود.)
Wait for me
منتظرم بمان
Oh Sailor, take me to her
اوه ملوان، من را پیش او ببر
Sailor, take me home...
ملوان، من را به خانه برگردان...
To feel the wind, to see the sky
تا دوباره باد را حس کنم و آسمان را ببینم
To hear the waves breaking on the shore again
تا دوباره صدای شکستن موجها بر ساحل را بشنوم
To be with you, to lie with you
تا کنار تو باشم و در آغوشت دراز بکشم
To hear your voice echo through the hills again
تا دوباره صدایت را بشنوم که میان تپهها میپیچد
Oh my darling wait for me, 'cos I will be there
اوه عزیزم، منتظرم بمان؛ چون من خودم را به تو میرسانم
When it is over, when it is over
وقتی همهچیز تمام شود، وقتی جنگ به پایان برسد
Yes I will return one day
بله، یک روز برمیگردم
Sailor, take me to her
ملوان، من را پیش او ببر
Oh Sailor, take me home
اوه ملوان، من را به خانه برگردان
Sailor, can you hear me
ملوان، صدایم را میشنوی؟
Sailor, hear my call
ملوان، صدای مرا بشنو
Sailor, Sailor...
ملوان، ملوان...
Chris de Burgh خواننده و ترانهسرایی است که فعالیت حرفهای خود را در دهه ۱۹۷۰ آغاز
کرد. داستانگویی تصویری یکی از مهمترین ویژگیهای آثار اوست و بسیاری از ترانههایش
درباره عشق، جدایی، جنگ، سفر و اتفاقات تاریخی هستند.
او در طول پنج دهه فعالیت، بیش از ۳۰۰ آهنگ نوشته و با
آثاری مانند The Lady in Red، Don’t Pay the
Ferryman، A Spaceman Came Travelling و Sailor به شهرت جهانی رسیده است.
Underneath یعنی درست زیر چیزی.
مثال: The keys are
underneath the book.
کلیدها زیر کتاب هستند.
ساختار like + noun برای تشبیه استفاده میشود.
مثال: The town was quiet
like a ghost town.
شهر مانند یک شهر ارواح ساکت بود.
For مدتزمان انجام یک کار را نشان میدهد.
مثال: I stayed there for a
week.
یک هفته آنجا ماندم.
She’s been waiting یعنی کاری از گذشته شروع شده و ادامه دارد.
مثال: I’ve been waiting
for an hour.
یک ساعت است که منتظرم.
Wait for یعنی منتظر کسی یا چیزی ماندن.
مثال: Wait for me.
منتظر من بمان.
یعنی حرکت را با موفقیت شروعکردن.
مثال: The project is off
and running.
پروژه با موفقیت شروع شده است.
یعنی هیچ کاری از دستم برنمیآید.
مثال: There’s nothing I
can do now.
اکنون هیچ کاری از دستم برنمیآید.
Be through یعنی تمامشدن.
مثال: The storm is finally
through.
طوفان سرانجام تمام شده است.
یعنی صدا یا درخواست مرا شنیدن.
مثال: Can anybody hear my
call?
آیا کسی صدای مرا میشنود؟
یعنی من را به خانه برگردان.
مثال: Please take me home.
لطفاً من را به خانه ببر.
Sail off یعنی با کشتی دورشدن.
مثال: The ship sailed off
at sunrise.
کشتی هنگام طلوع دور شد.
یعنی مسیر یا روش درست برای رفتن.
مثال: Can you show me the
way to go?
میتوانی مسیر رفتن را نشانم بدهی؟
If I had her wings, I’d fly درباره یک موقعیت خیالی است.
مثال: If I had wings, I’d
fly home.
اگر بال داشتم، به خانه پرواز میکردم.
Out of sight یعنی خارج از محدوده دید.
مثال: The boat drifted out
of sight.
قایق از دید خارج شد.
I will return یک تصمیم یا وعده درباره آینده است.
مثال: I will return one
day.
یک روز بازخواهم گشت.