
By lana del rey
Change یکی از آهنگهای آلبوم Lust for Life از Lana Del Rey است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. این آهنگ یکی از آرامترین و درونگراترین
قطعات لانا محسوب میشود و درباره پذیرش تغییر، پیدا کردن قدرت درونی و تلاش برای
بهتر شدن صحبت میکند.
عنوان آهنگ یعنی:
«تغییر»
در این آهنگ، راوی احساس میکند اتفاق بزرگی در حال نزدیک
شدن است؛ چیزی که میتواند زندگی، نگاه انسان و رابطهها را تغییر دهد.
لانا در این قطعه بیشتر از همیشه درباره ضعفهای انسانی صحبت میکند؛ درباره اینکه گاهی احساس زیبایی، ثبات یا قدرت نداریم، اما همچنان تلاش میکنیم بهتر شویم.

مفهومهای اصلی آهنگ:
·
تغییر
درونی
·
پیدا کردن
قدرت شخصی
·
امید به
آینده
·
پذیرش ضعفها
·
تلاش برای
مراقبت از دیگران
جملهی مهم آهنگ:
"Change is a powerful thing"
یعنی:
«تغییر چیز قدرتمندی است.»
لانا نشان میدهد که تغییر همیشه ترسناک نیست؛ گاهی همان
چیزی است که باعث رشد و نجات انسان میشود.
فضای آهنگ:
·
آرام و
مینیمال
·
احساسی و
فلسفی
·
کمی غمگین
اما امیدوارکننده
این آهنگ یکی از قطعاتی است که وجه آسیبپذیر و انسانی
لانا را بیشتر نشان میدهد.
|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
Change |
|
معنی فارسی |
تغییر |
|
خواننده |
Lana Del Rey |
|
سال انتشار |
۲۰۱۷ |
|
آلبوم |
Lust for Life |
|
سبک موسیقی |
Alternative Pop / Dream Pop |
|
زبان آهنگ |
انگلیسی |
|
مدت زمان |
حدود ۵
دقیقه و ۲۱ ثانیه |
|
ترانهسرا |
Lana Del Rey |
|
موضوع اصلی |
تغییر،
رشد شخصی و قدرت درونی |
|
فضای آهنگ |
آرام، احساسی، امیدبخش و تأملبرانگیز |
|
موزیک ویدیو |
ندارد |
|
جایگاه در آلبوم |
ترک پایانی آلبوم Lust for Life |
ترجمه آهنگ «Change» از لانا دل ری (Lana Del Rey) — ۲۰۱۷
There's somethin' in the wind, I can feel it
blowin' in
چیزی در باد وجود دارد، میتوانم آمدنش را حس کنم.
It's comin' in softly
آرام و نرم در حال آمدن است.
On the wings of a bomb
بر بالهای یک بمب.
(تصویری از تغییری که ممکن است از دل آشوب و
بحران بیاید.)
There's somethin' in the wind, I can feel it
blowin' in
چیزی در باد هست، میتوانم آمدنش را حس کنم.
It's comin' in hotly
با شدت و حرارت در حال نزدیک شدن است.
And it's comin' in strong
و قدرتمند از راه میرسد.
Lately, I've been thinkin' it's just someone
else's job to care
اخیراً فکر میکنم اهمیت دادن، فقط وظیفهی شخص دیگری
است.
Who am I to sympathize when no one gave a damn?
من کی هستم که همدردی کنم، وقتی هیچکس اهمیتی نمیداد؟
I've been thinkin' it's just someone else's job to
care
فکر میکردم مراقبت کردن فقط کار دیگران است.
Who am I to wanna try? But
من کی هستم که بخواهم تلاش کنم؟ اما...
Change is a powerful thing, people are powerful
beings
تغییر چیز قدرتمندی است، انسانها موجودات قدرتمندی
هستند.
Tryin' to find the power in me to be faithful
تلاش میکنم قدرتی را در خودم پیدا کنم که وفادار و ثابتقدم
باشم.
Change is a powerful thing, I feel it comin' in me
تغییر چیز قدرتمندی است، حس میکنم درون من در حال شکل
گرفتن است.
Maybe by the time Summer's done, I'll be able
شاید تا وقتی تابستان تمام شود، بتوانم...
To be honest, capable
صادق و توانمند باشم.
Of holdin' you in my arms without lettin' you fall
تو را در آغوشم نگه دارم، بدون اینکه بگذارم سقوط کنی.
When I don't feel beautiful or stable
حتی وقتی احساس زیبایی یا ثبات نمیکنم.
Maybe it's enough to just be where we are, because
شاید همین که در جایی که هستیم باشیم کافی است، چون...
Every time that we run, we don't know what it's
from
هر بار که فرار میکنیم، نمیدانیم از چه چیزی فرار میکنیم.
Now we finally slow down, we feel close to it
حالا بالاخره آرام شدهایم و احساس میکنیم به آن نزدیک
شدهایم.
There's a change gonna come, I don't know where or
when
تغییری خواهد آمد، نمیدانم کجا یا چه زمانی.
But whenever it does, we'll be here for it
اما هر وقت که بیاید، ما برای روبهرو شدن با آن اینجا
خواهیم بود.
There's somethin' in the wind, I can feel it
blowin' in
چیزی در باد هست، میتوانم آمدنش را حس کنم.
It's comin' in softly
آرام در حال نزدیک شدن است.
On the wings of a song
بر بالهای یک آواز.
There's somethin' in the water, I can taste it
turnin' sour
چیزی در آب وجود دارد، میتوانم تلخ شدنش را حس کنم.
It's bitter, I'm coughin'
تلخ است، دارم سرفه میکنم.
But now it's in my blood
اما حالا در خون من جریان دارد.
Lately, I've been thinkin' it's just someone
else's job to care
اخیراً فکر میکنم اهمیت دادن وظیفهی شخص دیگری است.
Who am I to sympathize when no one gave a damn?
من کی هستم که همدردی کنم وقتی هیچکس اهمیتی نمیداد؟
I've been thinkin' it's just someone else's job to
care
فکر میکردم مراقبت کردن کار دیگران است.
'Cause who am I to wanna try? But
چون من کی هستم که بخواهم تلاش کنم؟ اما...
Change is a powerful thing, people are powerful
beings
تغییر چیز قدرتمندی است، انسانها موجودات قدرتمندی
هستند.
Tryin' to find the power in me to be faithful
تلاش میکنم قدرت درونیام را برای ثابتقدم بودن پیدا
کنم.
Change is a powerful thing, I feel it comin' in me
تغییر چیز قدرتمندی است، حس میکنم درونم در حال آمدن
است.
Maybe by the time Summer's done, I'll be able
شاید تا پایان تابستان بتوانم...
To be honest, capable
صادق و توانمند باشم.
Of holdin' you in my arms without lettin' you fall
تو را در آغوش بگیرم بدون اینکه بگذارم سقوط کنی.
When I don't feel beautiful or stable
وقتی احساس زیبایی یا آرامش ندارم.
Maybe it's enough to just be where we are, because
شاید همین که کنار هم در همین لحظه باشیم کافی باشد،
چون...
Every time that we run, we don't know what it's
from
هر بار که فرار میکنیم، نمیدانیم از چه چیزی میگریزیم.
Now we finally slow down, we feel close to it
حالا بالاخره آرام گرفتهایم و نزدیکی آن را حس میکنیم.
There's a change gonna come, I don't know where or
when
تغییری خواهد آمد، نمیدانم کجا یا چه زمانی.
But whenever it does, we'll be here for it
اما هر وقت که بیاید، ما آمادهی آن خواهیم بود.
Yeah, whenever it does, we'll be here for it
آره، هر وقت که بیاید، ما اینجا خواهیم بود.
Whenever it does, we'll be here for it
هر وقت که اتفاق بیفتد، ما برایش آماده خواهیم بود.
مفهوم کلی آهنگ:
«Change» دربارهی پذیرش تغییر، پیدا کردن قدرت درونی و
تلاش برای بهتر شدن است. لانا در این آهنگ از حس بیتفاوتی، خستگی و ناتوانی شروع
میکند، اما کمکم به این باور میرسد که تغییر اجتنابناپذیر است و انسان میتواند
قدرت لازم برای روبهرو شدن با آن را در خودش پیدا کند.
|
اصطلاح انگلیسی |
معنی فارسی و مفهوم |
|
There's something in the wind |
احساس کردن اینکه اتفاقی در
حال رخ دادن است |
|
Feel it
blowing in |
حس
کردن نزدیک شدن چیزی |
|
Softly |
آرام، ملایم |
|
On the
wings of |
بر بالهایِ
چیزی؛ به صورت استعاری یعنی همراه با |
|
Come in strong |
با قدرت وارد شدن |
|
Lately |
اخیراً،
این روزها |
|
Someone else's job |
مسئولیت شخص دیگری |
|
Care |
اهمیت
دادن، مراقبت کردن |
|
Give a damn |
اهمیت دادن (اصطلاح عامیانه) |
|
Sympathize |
همدردی
کردن |
|
Wanna try |
میخواهم تلاش کنم |
|
Powerful
thing |
چیز
قدرتمند |
|
Powerful beings |
موجودات قدرتمند |
|
Find
the power in me |
قدرت
را درون خودم پیدا کردن |
|
Faithful |
وفادار، متعهد |
|
Feel it
coming |
احساس
کردن که چیزی در راه است |
|
By the time |
تا زمانی که |
|
Be able
to |
توانستن |
|
Honest |
صادق |
|
Capable |
قادر،
توانمند |
|
Hold you in my arms |
تو را در آغوش گرفتن |
|
Let
someone fall |
اجازه
دادن کسی سقوط کند / تنها گذاشتن |
|
Stable |
باثبات، متعادل |
|
Enough
to |
کافی
برای |
|
Run from something |
از چیزی فرار کردن |
|
Slow
down |
آرامتر
شدن، توقف کردن |
|
Feel close to it |
نزدیک بودن به چیزی |
|
A
change gonna come |
تغییری
خواهد آمد |
|
Whenever |
هر زمانی که |
|
Be here
for it |
آماده
بودن برای روبهرو شدن با آن |
|
Something in the water |
احساس تغییر در شرایط؛
استعاره از فضای اطراف |
|
Turn
sour |
بد
شدن، تلخ شدن |
|
Bitter |
تلخ |
|
In my
blood |
در
وجودم، عمیقاً درون من |