
By shamrain
آهنگ Raindrops با تلفظ فارسی «رِیندراپس» اثری
از گروه فنلاندی ShamRain (شَمرِین) است که در سال ۲۰۰۷ در آلبوم Goodbye to
All That منتشر شد. عنوان
آهنگ به معنی «قطرههای باران» است.
این آهنگ درباره فردی است که احساس میکند امید، انرژی و
روشنایی زندگیاش در حال ازبینرفتن است. او نمیداند آینده چه چیزی برایش باقی میگذارد
و از شخصی میخواهد بیاید و او را از این وضعیت نجات دهد.
صدای برخورد قطرههای باران با شیشه پنجره، فضای سرد و
غمگین ترانه را کامل میکند. راوی زندگی گذشته را به یاد میآورد و احساس میکند
با گذشت زمان، دنیا سردتر و ذهنش آشفتهتر شده است.
فضای آرام، تاریک و رؤیایی Raindrops با سبک همیشگی ShamRain هماهنگ است؛ گروهی که به ساخت موسیقی راک احساسی و اتمسفریک شهرت دارد.

|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
Raindrops |
|
تلفظ فارسی |
رِیندراپس |
|
اجراکننده |
ShamRain |
|
سال انتشار |
۲۰۰۷ |
|
آلبوم |
Goodbye to All That |
|
شماره قطعه |
۲ |
|
مدت آهنگ |
۴
دقیقه و ۳۰ ثانیه |
|
ترانهسرا و آهنگساز |
Kalle Pyyhtinen |
|
سبک |
دارک راک، آلترناتیو راک و
گاتیک راک |
|
زبان |
انگلیسی |
|
موضوع |
تنهایی، ناامیدی و سردشدن
زندگی |
Raindrops دومین قطعه آلبوم Goodbye to All That است و ترانه و موسیقی آن به Kalle Pyyhtinen نسبت
داده شده است.
The light is bleeding out of me
نور دارد آرامآرام از وجودم بیرون میرود
(یعنی امید و نیروی زندگی در وجودش کمکم رو
به خاموشی است.)
I can't close my eyes
نمیتوانم چشمهایم را ببندم
When tomorrow comes what's left of me?
وقتی فردا از راه برسد، چه چیزی از من باقی مانده است؟
Is this the road I have to take?
آیا این همان مسیری است که باید در آن قدم بگذارم؟
Why won't you come and save me
چرا نمیآیی و نجاتم نمیدهی؟
From this place today?
چرا همین امروز من را از اینجا بیرون نمیبری؟
I bend my head down
سرم را پایین میاندازم
Close my sight out
و چشمهایم را میبندم
And I hear the sound of raindrops
و صدای قطرههای باران را میشنوم
On the window glass again
که دوباره به شیشه پنجره میخورند
Once it all was different
زمانی همهچیز متفاوت بود
Life has grown colder by the time
اما زندگی با گذشت زمان سردتر شده است
And it's all confusing up my mind
و حالا همهچیز ذهنم را آشفته و سردرگم کرده است
Is this the road I have to take?
آیا این همان مسیری است که باید در آن قدم بگذارم؟
Why won't you come and save me
چرا نمیآیی و نجاتم نمیدهی؟
From this place today?
چرا همین امروز من را از اینجا بیرون نمیبری؟
I bend my head down
سرم را پایین میاندازم
Close my sight out
و چشمهایم را میبندم
And I hear the sound of raindrops
و صدای قطرههای باران را میشنوم
On the window glass again
که دوباره به شیشه پنجره میخورند
And I bend my head down
و سرم را پایین میاندازم
Close my sight out
و چشمهایم را میبندم
And I hear the sound of raindrops
و صدای قطرههای باران را میشنوم
On the window glass
که به شیشه پنجره میخورند
I bend my head down
سرم را پایین میاندازم
Close my sight out
و چشمهایم را میبندم
And I hear the sound of raindrops
و صدای قطرههای باران را میشنوم
On the window glass again
که دوباره به شیشه پنجره میخورند
ShamRain یک گروه دارک راک فنلاندی است که در سال ۲۰۰۰ شکل گرفت. موسیقی این
گروه با ملودیهای آرام، فضای رؤیایی، حس مالیخولیایی و ترانههایی درباره تنهایی
و فقدان شناخته میشود.
در دوره انتشار آلبوم Goodbye to
All That، Mika Tauriainen خواننده اصلی
گروه بود و Minna Sihvonen نیز در بخشهایی از آلبوم آواز میخواند.
گیتارهای آلبوم را Kalle Pyyhtinen و
Mikko Kolari اجرا کردند.
Bleed out یعنی خون یا انرژی خود را کاملاً ازدستدادن.
مثال: The light is
bleeding out.
نور در حال خاموششدن است.
یعنی چشمهایم را بستن.
مثال: I closed my eyes.
چشمهایم را بستم.
یعنی زمانی که فردا فرا برسد.
مثال: We’ll decide when
tomorrow comes.
وقتی فردا برسد، تصمیم میگیریم.
یعنی چه چیزی از کسی یا چیزی باقی مانده است.
مثال: What’s left of the
cake?
چه مقدار از کیک باقی مانده است؟
Have to یعنی مجبوربودن یا باید کاری را انجامدادن.
مثال: I have to leave.
باید بروم.
برای درخواست همراه با ناراحتی یا گلایه استفاده میشود.
مثال: Why won’t you help
me?
چرا به من کمک نمیکنی؟
یعنی کسی را از خطر یا شرایط بد نجاتدادن.
مثال: She saved him from
danger.
او مرد را از خطر نجات داد.
Bend down یعنی خمشدن به سمت پایین.
مثال: He bent down to pick
it up.
او خم شد تا آن را بردارد.
این عبارت شاعرانه و غیرمعمول است؛ شکل طبیعیتر close my eyes است.
مثال: I closed my eyes.
چشمهایم را بستم.
یعنی صدای چیزی را شنیدن.
مثال: I hear the sound of
rain.
صدای باران را میشنوم.
Raindrop یعنی یک قطره باران.
مثال: Raindrops covered
the window.
قطرههای باران پنجره را پوشاندند.
Once میتواند به معنی «زمانی در گذشته» باشد.
مثال: Once, everything was
different.
زمانی همهچیز متفاوت بود.
این ساختار یعنی بهتدریج وارد یک حالتشدن.
مثال: The nights grew
colder.
شبها سردتر شدند.
Life has grown colder تغییری را نشان میدهد که تا امروز ادامه دارد.
مثال: The weather has
grown colder.
هوا سردتر شده است.
عبارت متن شاعرانه است؛ شکل طبیعیتر It’s confusing me خواهد بود.
مثال: This situation is
confusing me.
این وضعیت من را گیج میکند.