
By the neighborhood
آهنگ Reflections با تلفظ فارسی «رِفلِکشنز» از The Neighbourhood (دِ نِیبِرهود) در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این قطعه ابتدا ترک دهم آلبوم همنام گروه، The Neighbourhood بود و بعداً در مجموعه گستردهتر Hard To
Imagine The Neighbourhood Ever Changing هم قرار گرفت.
اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، Reflections
درباره رابطهای است که هنوز تمام نشده، اما دیگر مثل قبل
هم نیست. یک نفر رفته یا از نظر احساسی فاصله گرفته و راوی مدام با خودش میپرسد: برمیگردد
یا نه؟ از یک طرف بدون او به زندگی ادامه داده، از طرف دیگر هنوز غمگین
است و نمیتواند واقعاً رهایش کند.
قسمت جذاب آهنگ اینجاست که رابطه را کاملاً سیاه یا سفید
نمیبیند. جمله I’d rather lose somebody than use
somebody میگوید راوی
ترجیح میدهد کسی را از دست بدهد تا اینکه فقط برای پرکردن تنهایی خودش نگهش دارد.
بعد هم به blessing in disguise میرسیم؛ یعنی شاید همین جدایی که الان دردناک
است، در نهایت اتفاق خوبی از آب دربیاید.
اسم Reflections هم از یکی از مهمترین تصاویر ترانه میآید:
راوی خودش را در چشم طرف مقابل میبیند. میشود این بخش را اینطور برداشت کرد که
این دو نفر آنقدر شبیه و درگیر هم شدهاند که هرکدام بخشی از خودش را در دیگری میبیند.
خود گروه توضیح رسمی و واحدی برای داستان ترانه منتشر نکرده، پس بهتر است این بخشها
را برداشت از متن بدانیم، نه یک معنی قطعی.
فضای آهنگ هم دقیقاً با همین بلاتکلیفی جور است؛ آرام،
تاریک و کمی رؤیایی. شاید برای همین Reflections سالها بعد از انتشارش هم طرفدار پیدا کرد. در حال حاضر این قطعه با
بیش از ۱.۱ میلیارد استریم در Spotify، بعد از Sweater Weather یکی از پرشنوندهترین آهنگهای The Neighbourhood
است.
برای Reflections موزیکویدیوی داستانی مستقلی مثل Sweater Weather یا Scary Love منتشر نشد؛ نسخهای که کانال رسمی گروه منتشر کرده Official Audio است و از مارس ۲۰۱۸ روی کانال The Neighbourhood قرار دارد.

|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
Reflections |
|
تلفظ فارسی |
رِفلِکشنز |
|
گروه |
The Neighbourhood |
|
خواننده اصلی |
Jesse Rutherford |
|
تاریخ انتشار |
۹
مارس ۲۰۱۸ |
|
آلبوم اصلی |
The Neighbourhood |
|
شماره ترک |
۱۰ |
|
انتشار بعدی |
Hard To Imagine The
Neighbourhood Ever Changing |
|
مدت آهنگ |
حدود ۴ دقیقه و ۴ ثانیه |
|
ژانر |
Alternative / Indie |
|
تهیهکننده |
Lars Stalfors |
|
زبان |
انگلیسی |
|
موضوع |
رابطه عاطفی، جدایی، وابستگی
و خودشناسی |
اعتبارات رسمی قطعه، Jesse
Rutherford، Lars Stalfors، Zach Abels، Jeremy Freedman، Brandon Fried، Mikey
Margott و Evan
Bogart را بهعنوان ترانهسرا
ثبت کردهاند و تهیهکنندگی آن با Lars Stalfors بوده است.
Where have you been?
کجا بودی؟
Do you know when you're coming back?
میدونی کی برمیگردی؟
'Cause since you've been gone
چون از وقتی رفتی
I've got along but I've been sad
زندگیم رو ادامه دادم، ولی غمگین بودم
I tried to put it out for you to get
سعی کردم همهچیز رو جوری نشونت بدم که بفهمیش
Could've, should've but you never did
میتونستی، باید انجامش میدادی، ولی هیچوقت نکردی
Wish you wanted it a little bit
کاش فقط یکم بیشتر این رابطه رو میخواستی
More but it's a chore for you to give
ولی انگار برای تو حتی کمی بیشتر محبت کردن هم یه زحمته
Where have you been?
کجا بودی؟
Do you know if you're coming back?
اصلاً میدونی برمیگردی یا نه؟
We were too close to the stars
ما زیادی به ستارهها نزدیک شده بودیم
(یعنی رابطهشون اونقدر خوب و رؤیایی بوده
که انگار به اوج رسیده بودن.)
I never knew somebody like you, somebody
هیچوقت کسی مثل تو رو نمیشناختم، کسی که...
Falling just as hard
به همون اندازه عمیق عاشق بشه
I'd rather lose somebody than use somebody
ترجیح میدم کسی رو از دست بدم تا اینکه ازش سوءاستفاده
کنم
Maybe it's a blessing in disguise
شاید این اتفاق، یه نعمت پنهان بوده
(«Blessing in disguise» یعنی چیزی که اول بد به نظر میرسه،
ولی بعد معلوم میشه به نفع آدم بوده.)
(I see myself in you)
(خودم رو در تو میبینم)
I see my reflection in your eyes
انعکاس خودم رو توی چشمهات میبینم
I know you're sick
میدونم حالت خوب نیست
Hoping you fix whatever's broken
امیدوارم هر چیزی که درونت شکسته رو درست کنی
Ignorant bliss
آرامشی که از ندانستن میاد
(اشاره به این مفهوم که گاهی ندانستن حقیقت،
آدم رو آسودهتر نگه میداره.)
And a few sips might be the potion
و شاید چند جرعه نوشیدنی هم مثل یه معجون آرومت کنه
I tried to put it out for you to get
سعی کردم همهچیز رو جوری نشونت بدم که بفهمیش
Could've, should've but you never did
میتونستی، باید انجامش میدادی، ولی هیچوقت نکردی
Wish you wanted it a little bit
کاش فقط یکم بیشتر این رابطه رو میخواستی
More but it's a chore for you to give
ولی انگار برای تو حتی کمی بیشتر محبت کردن هم یه زحمته
Where have you been?
کجا بودی؟
Do you know if you're coming back?
اصلاً میدونی برمیگردی یا نه؟
We were too close to the stars
ما زیادی به ستارهها نزدیک شده بودیم
I never knew somebody like you, somebody
هیچوقت کسی مثل تو رو نمیشناختم، کسی که...
Falling just as hard
به همون اندازه عمیق عاشق بشه
I'd rather lose somebody than use somebody
ترجیح میدم کسی رو از دست بدم تا اینکه ازش سوءاستفاده
کنم
Maybe it's a blessing in disguise
شاید این اتفاق، یه نعمت پنهان بوده
(I see myself in you)
(خودم رو در تو میبینم)
I see my reflection in your eyes
انعکاس خودم رو توی چشمهات میبینم
(Tell me you see it too)
(بهم بگو تو هم اینو میبینی)
So close, so close
اینقدر نزدیک، اینقدر نزدیک
Yet so far away (so far)
ولی درعینحال اینهمه دور (اینهمه دور)
I don't know (I don't)
نمیدونم (نمیدونم)
How to be solo (no)
چطور باید تنها باشم (نه)
So don't go, oh, no, just stay
پس نرو، اوه نه، فقط بمون
You and I were bright, shooting through the sky daily
(yeah)
من و تو درخشان بودیم، هر روز مثل شهاب از آسمون عبور میکردیم
(آره)
Lighting up the night, wasn't always right, baby (mm-hmm)
شب رو روشن میکردیم؛ هرچند همیشه همهچیز درست نبود،
عزیزم (اوهوم)
Yeah, every time that we realized it's crazy
آره، هر بار که میفهمیدیم همه اینها چقدر دیوونهواره
And you save me
تو نجاتم میدادی
We were too close to the stars
ما زیادی به ستارهها نزدیک شده بودیم
I never knew somebody like you, somebody
هیچوقت کسی مثل تو رو نمیشناختم، کسی که...
Falling just as hard
به همون اندازه عمیق عاشق بشه
I'd rather lose somebody than use somebody
ترجیح میدم کسی رو از دست بدم تا اینکه ازش سوءاستفاده
کنم
Maybe it's a blessing in disguise
شاید این اتفاق، یه نعمت پنهان بوده
(I see myself in you)
(خودم رو در تو میبینم)
I see my reflection in your eyes
انعکاس خودم رو توی چشمهات میبینم
(I sold my soul for you, I know you see it too)
(من روحم رو به خاطر تو فروختم، میدونم تو
هم اینو میبینی)
Yeah, I bought the same ones too
آره، منم همونها رو خریدم
(این خط بدون زمینه بیشتر کمی مبهمه و ممکنه
به چیزی که بین اون دو مشترک بوده اشاره داشته باشه.)
I know you're tired, I know you're tired
میدونم خستهای، میدونم خستهای
Just say your point of view
فقط بگو از دید تو ماجرا چیه
Sick of all the poison in me
از این همه زهر و تلخی که توی وجودمه خسته شدم
What the hell do you want from me, babe?
اصلاً چی از من میخوای، عزیزم؟
Uh, I see myself in you, I see myself in you, baby
آه، خودم رو در تو میبینم، خودم رو در تو میبینم، عزیزم
I see myself in you, alright
خودم رو در تو میبینم، آره
I see myself in you, maybe you should too
خودم رو در تو میبینم؛ شاید تو هم باید خودت رو در من
ببینی
The Neighbourhood یک گروه آلترناتیو آمریکایی است که در سال ۲۰۱۱ در
منطقه Newbury Park کالیفرنیا شکل
گرفت. ترکیب گروه در دوره Reflections شامل Jesse Rutherford بهعنوان خواننده، Jeremy Freedman و
Zach Abels در گیتار، Mikey Margott در بیس و Brandon
Fried در درام بود.
بیشتر مخاطبها احتمالاً آنها را با Sweater Weather شناختند؛
آهنگی که در سال ۲۰۱۳ گروه را وارد جریان اصلی موسیقی کرد. اما آهنگهایی مثل Daddy Issues، Softcore، You Get Me So High و Reflections هم بعدها تبدیل به بعضی از پرشنوندهترین آثارشان شدند.
برای پرسیدن اینکه کسی تا الان کجا بوده استفاده میشود.
مثال: Where have you been
all day?
تمام روز کجا بودی؟
Since نقطه شروع یک اتفاق را نشان میدهد.
مثال: I’ve been here since
Monday.
از دوشنبه اینجا بودهام.
اینجا یعنی از پس زندگی برآمدن و ادامهدادن.
مثال: I’m getting along
fine.
دارم خوب از پسش برمیآیم.
Could’ve شکل کوتاه could have است.
مثال: I could’ve helped
you.
میتوانستم کمکت کنم.
Should’ve یعنی «باید انجام میدادم».
مثال: I should’ve called
her.
باید به او زنگ میزدم.
برای آرزوی چیزی متفاوت از وضعیت فعلی است.
مثال: I wish you lived
closer.
کاش نزدیکتر زندگی میکردی.
Chore یعنی کاری که انجامش سخت یا خستهکننده است.
مثال: Cleaning feels like
a chore.
تمیزکاری مثل یک کار خستهکننده است.
Come back یعنی برگشتن.
مثال: When are you coming
back?
کی برمیگردی؟
یعنی شدیداً عاشق کسی شدن.
مثال: He fell hard for
her.
او شدیداً عاشقش شد.
یعنی یک چیز را به چیز دیگری ترجیحدادن.
مثال: I’d rather stay than
leave.
ترجیح میدهم بمانم تا بروم.
یعنی اتفاق بدی که بعداً معلوم میشود نتیجه خوبی داشته.
مثال: Losing that job was
a blessing in disguise.
از دستدادن آن کار در نهایت به نفعم شد.
Reflection یعنی انعکاس یا تصویر بازتابشده.
مثال: I saw my reflection
in the mirror.
انعکاسم را در آینه دیدم.
Whatever یعنی «هر چیزی که».
مثال: Fix whatever is
broken.
هر چیزی خراب است درست کن.
یعنی آرامشی که از ندانستن واقعیت میآید.
مثال: Sometimes ignorance
is bliss.
گاهی ندانستن بهتر است.
Point of view یعنی دیدگاه یا نظر یک نفر.
مثال: Tell me your point
of view.
دیدگاهت را به من بگو.