
By dua lipa
آهنگ هومسیک یکی از احساسیترین و آرامترین
قطعههای اولین آلبوم دوا لیپا است. این آهنگ ابتدا در آلبوم Dua Lipa در سال ۲۰۱۷ قرار گرفت و سپس در ۱
دسامبر ۲۰۱۷ بهعنوان یک تکآهنگ تبلیغاتی منتشر شد. برخلاف بسیاری از
قطعههای دنس و پاپ دوا لیپا، Homesick یک بالاد آرام با محوریت پیانو است و فضای بسیار سادهتری دارد. آهنگ
حدود ۳ دقیقه و ۵۰ ثانیه است و تهیهکنندگی آن را Bill Rahko انجام
داده است.
نام انگلیسی آهنگ Homesick است؛ کلمهای که برای توصیف دلتنگی برای خانه، خانواده یا جایی که به آن تعلق داریم استفاده میشود. داستان آهنگ هم از تجربه واقعی دوا لیپا میآید. در سالهایی که او برای ساخت اولین آلبومش مدام بین شهرها و کشورها سفر میکرد، دور بودن از لندن، خانواده و آدمهای نزدیک زندگیاش را احساس میکرد. حتی تصویر باران در ابتدای آهنگ به همین دلتنگی ارتباط دارد؛ دوا لیپا گفته بود باران لسآنجلس او را یاد لندن میانداخت. بنابراین Homesick فقط یک ترانه عاشقانه نیست؛ درباره هزینهای است که گاهی برای دنبال کردن یک رؤیا میدهیم و دلتنگ کسانی میشویم که مجبور شدهایم از آنها دور باشیم.

یکی از مهمترین نکات درباره هومسیک، همکاری کریس
مارتین، خواننده گروه Coldplay، در ساخت آن است. دوا لیپا تعریف کرده که وقتی از او پرسیدند دوست دارد
با چه کسی همکاری کند، نام کریس مارتین را مطرح کرد و تصور نمیکرد این اتفاق
واقعاً بیفتد. بعد از فرستادن چند آهنگ منتشرنشده، مارتین از او دعوت کرد به
استودیویی در مالیبو برود. آنها همانجا پشت پیانو شروع به ساخت ملودی کردند و در
جلسه دیگری Homesick را کامل کردند.
کریس مارتین علاوه بر مشارکت در ترانهسرایی، پیانو نواخت و وکالهای
همراه آهنگ را نیز اجرا کرد.
جالبتر اینکه دوا لیپا در ابتدا قرار بود بخشهای آوازی
را بهتنهایی اجرا کند، اما خودش از کریس مارتین خواست همراهش بخواند چون احساس میکرد
حضور صدای او به آهنگ کمک میکند. این دو بعداً Homesick را در سال ۲۰۱۷ روی صحنه نیز با هم اجرا کردند. برخلاف بسیاری از آهنگهای
معروف دوا لیپا، Homesick موزیکویدیوی
داستانی بزرگی ندارد و بیشتر با اجراهای زنده و نسخههای ویدیویی رسمی
شناخته میشود؛ از جمله اجرای او در برنامه BBC که در دسامبر ۲۰۱۷ منتشر شد.
|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام فارسی |
هومسیک |
|
نام انگلیسی |
Homesick |
|
خواننده |
Dua Lipa |
|
همکار در ساخت و اجرا |
Chris Martin |
|
انتشار در آلبوم |
۲۰۱۷ |
|
انتشار بهعنوان تکآهنگ تبلیغاتی |
۱
دسامبر ۲۰۱۷ |
|
آلبوم |
Dua Lipa |
|
ترانهسراها |
Dua Lipa و Chris Martin |
|
تهیهکننده |
Bill Rahko |
|
ساز برجسته |
پیانو |
|
مدت آهنگ |
حدود ۳ دقیقه و ۵۰ ثانیه |
|
سبک |
پاپ
بالاد و پیانو بالاد |
|
موضوع اصلی |
دلتنگی برای خانه و عزیزان در
مسیر دنبال کردن رؤیاها |
|
سطح پیشنهادی زبان |
B1 تا B2؛ متوسط |
اطلاعات انتشار، عوامل سازنده و حضور کریس مارتین در
پیانو و وکال آهنگ در منابع موسیقی ثبت شده است.
Here, where the sky is falling, I'm covered in
blue
اینجا، جایی که انگار آسمون داره فرو میریزه، غرق در غم
و دلتنگیام
(blue در انگلیسی میتواند به معنی
غمگین و گرفته هم باشد.)
I'm running and I'm crawling, fighting for you
دارم میدوم و حتی سینهخیز پیش میرم، دارم برای تو میجنگم
When the rain stops, then darling, what will I do?
وقتی بارون بند بیاد، عزیزم، اون وقت باید چی کار کنم؟
And I know I go all in, but why do I?
و میدونم که همیشه با تمام وجود واردش میشم، ولی چرا
این کار رو میکنم؟
You give me a reason, something to believe in
تو بهم یه دلیل میدی، چیزی که بتونم بهش باور داشته باشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
You give me a meaning, something I can breathe in
تو به زندگیم معنا میدی، چیزی که انگار میتونم باهاش
نفس بکشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
It's a bittersweet feeling, longing, and I'm
leaving
یه حس تلخ و شیرینه؛ دلتنگم و در عین حال دارم میرم
I go, I go, I go
میرم، میرم، میرم
But I wish I was there with you
اما کاش اونجا کنار تو بودم
Oh, I wish I was there with you
اوه، کاش اونجا کنار تو بودم
There's a crack in my window, a bird in my room
روی پنجرهام یه ترک افتاده و یه پرنده توی اتاقمه
Angels all over that watch over you
فرشتهها همهجا هستن و مراقبتن
When I'm walking on water, all my dreams have come
true
حتی وقتی انگار دارم روی آب راه میرم و همه رؤیاهام به
حقیقت پیوستن
(راه رفتن روی آب تصویری از انجام چیزی
تقریباً غیرممکن و همچنین اشارهای مذهبی است.)
Still, nothing means nothing without you, you
با این حال، بدون تو هیچکدوم از این چیزها برام معنایی
نداره، بدون تو
You give me a reason, something to believe in
تو بهم یه دلیل میدی، چیزی که بتونم بهش باور داشته باشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
You give me a meaning, something I can breathe in
تو به زندگیم معنا میدی، چیزی که انگار میتونم باهاش
نفس بکشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
It's a bittersweet feeling, longing, and I'm
leaving
یه حس تلخ و شیرینه؛ دلتنگم و در عین حال دارم میرم
I go, I go, I go
میرم، میرم، میرم
Tell my heart to lie, but I know deep inside it's
true
به قلبم میگم حقیقت رو انکار کنه، ولی ته دلم میدونم که
واقعیه
That I wish I was there with you
اینکه آرزو میکنم اونجا کنار تو بودم
That I wish I was there with you
اینکه کاش اونجا کنار تو بودم
Oh, I wish I was there with you
اوه، کاش اونجا کنار تو بودم
You give me a reason, something to believe in
تو بهم یه دلیل میدی، چیزی که بتونم بهش باور داشته باشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
You give me a meaning, something I can breathe in
تو به زندگیم معنا میدی، چیزی که انگار میتونم باهاش
نفس بکشم
I know, I know, I know
میدونم، میدونم، میدونم
It's a bittersweet feeling, longing, and I'm
leaving
یه حس تلخ و شیرینه؛ دلتنگم و در عین حال دارم میرم
I go, I go, I go
میرم، میرم، میرم
Tell my heart to lie, but I know deep inside it's
true
به قلبم میگم حقیقت رو انکار کنه، ولی ته دلم میدونم که
واقعیه
That I wish I was there with you
اینکه آرزو میکنم اونجا کنار تو بودم
That I wish I was there with you
اینکه کاش اونجا کنار تو بودم
Oh, I wish I was there with you
اوه، کاش اونجا کنار تو بودم
|
بخش آهنگ |
توضیح |
|
Homesick |
دلتنگ خانه، خانواده یا محل
زندگی بودن |
|
Covered in blue |
اینجا blue یعنی غمگین
و گرفته، نه فقط رنگ آبی. |
|
The sky is falling |
تصویر اغراقآمیز برای زمانی
که احساس میکنی همهچیز
در حال فروپاشی است. |
|
Crawl |
سینهخیز
یا چهاردستوپا حرکت کردن |
|
Fight for someone |
برای حفظ کسی یا یک رابطه
تلاش کردن |
|
The rain stops |
باران
بند میآید؛ بعد از stop اینجا فعل به شکل ساده آمده چون rain فاعل است. |
|
Go all in |
اصطلاح خیلی کاربردی؛ یعنی با تمام توان و بدون عقبنشینی وارد کاری شدن. |
|
Something to believe in |
چیزی
برای باور داشتن؛ بعد از believe معمولاً in میآید. |
|
Give something
meaning |
به چیزی معنا دادن |
|
Bittersweet |
تلخ و شیرین؛ احساسی که
هم خوشایند و هم غمانگیز است. |
|
Longing |
دلتنگی یا اشتیاق عمیق برای
کسی یا چیزی |
|
I wish I was... |
ساختار
مهم برای آرزوی خلاف واقع در زمان حال: کاش
... بودم. در انگلیسی رسمی I wish I were هم رایج است. |
|
A crack in... |
ترک یا شکاف روی چیزی |
|
Watch over someone |
اصطلاح؛
یعنی مراقب و
محافظ کسی بودن. |
|
Walk on water |
تحتاللفظی «روی آب راه
رفتن»؛ میتواند نماد انجام
کاری خارقالعاده یا غیرممکن باشد. |
|
Come true |
اصطلاح
بسیار کاربردی؛ درباره آرزو و رؤیا یعنی به
حقیقت پیوستن. |
|
My dreams have come
true |
زمان Present Perfect؛ یعنی رؤیاها تا این لحظه به حقیقت پیوستهاند. |
|
Without you |
بدون
تو |
|
Deep inside |
اصطلاح؛ یعنی در اعماق وجودم / ته دلم. |
|
It's true |
واقعیت
داره / حقیقت داره |
|
Wish + past simple |
نکته گرامری مهم: برای چیزی
که الان واقعیت
ندارد ولی آرزویش را داریم از wish + past استفاده
میکنیم؛ مثل I wish I was there. |