
by tame impala
آهنگ New Person, Same Old Mistakes درباره حس تغییر کردن و شروع یک مسیر تازه است؛ در حالی که بخشی از ذهن آدم مدام هشدار میدهد شاید این «نسخه جدید» هم در نهایت همان اشتباههای گذشته را تکرار کند. راوی بین خواستههای خودش، قضاوت دیگران و تردیدهای درونیاش گیر افتاده و سعی میکند بفهمد دنبال چیزی که همیشه میخواسته رفتن، واقعاً تصمیم درستی است یا نه.

|
مشخصات |
اطلاعات |
|
نام آهنگ |
New Person, Same Old Mistakes (نیو پِرسِن، سِیم اُلد
میستِیکس) |
|
معنی عنوان |
آدمی
جدید، همان اشتباهات قدیمی |
|
خواننده |
Tame Impala (تِیم ایمپالا) |
|
آلبوم |
Currents (کارِنتس) |
|
سال انتشار |
2015 |
|
سطح زبان |
B2 |
|
موضوع اصلی |
تغییر، کشمکش درونی، تکرار
اشتباهات و دنبال کردن خواستههای شخصی |
I can just hear them now
انگار همین الان هم صدایشان را میشنوم
"How could you let us down?"
«چطور تونستی ناامیدمون کنی؟»
But they don't know what I found
اما آنها نمیدانند من به چه چیزی رسیدم
Or see it from this way 'round
یا نمیتوانند ماجرا را از زاویه دید من ببینند
Feeling it overtake
دارم حس میکنم کمکم تمام وجودم را میگیرد
All that I used to hate
همان چیزهایی که قبلاً ازشان متنفر بودم
One by one, every trait
یکییکی، تمام آن ویژگیها
I tried, but it's way too late
تلاش کردم، اما دیگر خیلی دیر شده
All the signs I don't read
تمام نشانههایی که نادیده میگیرم
Two sides of me can't agree
دو بخش وجودم نمیتوانند با هم کنار بیایند
Will I be in too deep?
نکند آنقدر جلو بروم که دیگر راه برگشتی نداشته باشم؟
(عبارت in too deep یعنی آنقدر درگیر چیزی شدن که بیرون آمدن از آن سخت باشد.)
Going with what I always longed for
دارم به سمت همان چیزی میروم که همیشه آرزویش را داشتم
Feel like a brand-new person (But you'll make the same old
mistakes)
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام (اما باز هم همان
اشتباههای قدیمی را تکرار میکنی)
Well, I don't care, I'm in love (Stop before it's too
late, I know)
خب، برایم مهم نیست، عاشق شدهام (قبل از اینکه خیلی دیر
شود دست نگه دار، میدانم)
Feel like a brand-new person (But you'll make the same old
mistakes)
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام (اما باز هم همان
اشتباههای قدیمی را تکرار میکنی)
I finally know what it's like (You don't have what it
takes)
بالاخره فهمیدم این حس چطور است (تو چیزی را که برای این
کار لازم است نداری)
(عبارت have what it
takes یعنی توانایی، ویژگی یا قدرت لازم برای انجام کاری
را داشتن.)
Stop before it's too late
قبل از اینکه خیلی دیر شود، دست نگه دار
I know there's too much at stake
میدانم چیزهای زیادی در خطر است
(at stake یعنی چیزی مهم که ممکن است از دست برود یا آسیب
ببیند.)
Making the same mistakes (And I still don't know why it's
happening)
باز همان اشتباهها را تکرار میکنم (و هنوز نمیدانم چرا
این اتفاق دارد میافتد)
Stop while it's not too late (And I still don't know)
تا هنوز دیر نشده، دست نگه دار (و من هنوز هم نمیدانم)
Finally taking flight
بالاخره دارم پرواز میکنم و از جای قبلیام جدا میشوم
(take flight اینجا فقط «پرواز کردن» نیست؛ استعارهای از
رها شدن و شروع یک مسیر تازه است.)
I know you don't think it's right
میدانم تو فکر نمیکنی این کار درست باشد
I know that you think it's fake
میدانم فکر میکنی همه اینها ساختگی است
Maybe fake's what I like
شاید اصلاً همین ساختگی بودن چیزی است که دوستش دارم
The point is, I have the right
اصل ماجرا این است که من حق انتخاب دارم
Not thinkin' in black and white
دیگر همهچیز را فقط سیاه یا سفید نمیبینم
(think in black and white یعنی مسائل را فقط در دو حالت
کاملاً درست یا کاملاً غلط دیدن و پیچیدگیهایشان را نادیده گرفتن.)
Thinkin' it's worth the fight
فکر میکنم ارزش جنگیدن را دارد
Soon I'll be out of sight
بهزودی از جلوی چشم همه ناپدید میشوم
Knowing it all this time
در حالی که تمام این مدت، ته دلم میدانستم
Going with what I always longed for
دارم به سمت همان چیزی میروم که همیشه آرزویش را داشتم
Feel like a brand-new person (But you'll make the same old
mistakes)
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام (اما باز هم همان
اشتباههای قدیمی را تکرار میکنی)
Well, I don't care, I'm in love (Stop before it's too
late)
خب، برایم مهم نیست، عاشق شدهام (قبل از اینکه خیلی دیر
شود دست نگه دار)
Feel like a brand-new person (But you'll make the same old
mistakes)
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام (اما باز هم همان
اشتباههای قدیمی را تکرار میکنی)
So how do I know I've gone too far? (You don't have what
it takes)
پس از کجا بفهمم بیش از حد جلو رفتهام؟ (تو چیزی را که
برای این کار لازم است نداری)
Stop before it's too late
قبل از اینکه خیلی دیر شود، دست نگه دار
Man, I know that it's hard to digest
میدانم پذیرفتن و هضم کردنش سخت است
(hard to digest درباره یک حقیقت یعنی پذیرفتن یا کنار
آمدن با آن دشوار است.)
But maybe your story ain't so different from the rest
اما شاید داستان تو هم آنقدرها با بقیه فرق نداشته باشد
And I know it seems wrong to accept
و میدانم پذیرفتنش اشتباه به نظر میرسد
But you've got your demons, and she's got her regrets
اما تو با تاریکیها و مشکلات درونی خودت دستوپنجه نرم
میکنی و او هم حسرتها و پشیمانیهای خودش را دارد
(your demons اصطلاحاً به ترسها، مشکلات، ضعفها یا
درگیریهای عمیق درونی فرد اشاره دارد.)
Man, I know that it's hard to digest
میدانم پذیرفتن و هضم کردنش سخت است
A realization is as good as a guess
گاهی چیزی که فکر میکنی به حقیقتش پی بردهای، چیزی
بیشتر از یک حدس نیست
And I know it seems wrong to accept
و میدانم پذیرفتنش اشتباه به نظر میرسد
But you've got your demons, and she's got her regrets
اما تو با تاریکیها و مشکلات درونی خودت دستوپنجه نرم
میکنی و او هم حسرتها و پشیمانیهای خودش را دارد
But you've got your demons, and she's got her regrets
اما تو با تاریکیها و مشکلات درونی خودت دستوپنجه نرم
میکنی و او هم حسرتها و پشیمانیهای خودش را دارد
Feel like a brand-new person
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام
So, how will I know that it's right?
پس از کجا بفهمم این راه درست است؟
In a new direction
در مسیری تازه
So, how will I know I've gone too far?
پس از کجا بفهمم بیش از حد جلو رفتهام؟
Stop thinking that the only option was
دیگر فکر نکن که فقط یک انتخاب وجود داشت
Feel like a brand-new person
حس میکنم آدم کاملاً تازهای شدهام
I finally know what it's like
بالاخره فهمیدم این حس چطور است
Stop thinking that the only option was
دیگر فکر نکن که فقط یک انتخاب وجود داشت
In a new direction
در مسیری تازه
So how will I know I've gone too far?
پس از کجا بفهمم بیش از حد جلو رفتهام؟
Stop thinking that the only option was
دیگر فکر نکن که فقط یک انتخاب وجود داشت
And I know it's hard to describe
و میدانم توصیف کردنش سخت است
Stop thinking that the only option was
دیگر فکر نکن که فقط یک انتخاب وجود داشت
So how will I know that it's right?
پس از کجا بفهمم این راه درست است؟
|
عبارت |
معنی در آهنگ |
|
let someone down |
ناامید کردن کسی |
|
overtake |
غلبه
کردن، تمام وجود کسی را فرا گرفتن |
|
in too deep |
بیش از حد درگیر چیزی شدن؛
طوری که برگشت سخت باشد |
|
long
for something |
شدیداً
مشتاق یا آرزومند چیزی بودن |
|
brand-new |
کاملاً نو و تازه |
|
have
what it takes |
توانایی
و ویژگی لازم برای انجام کاری را داشتن |
|
at stake |
در خطر بودن؛ چیزی مهم که
ممکن است از دست برود |
|
take
flight |
به
پرواز درآمدن؛ در این آهنگ استعاره از رها شدن و حرکت به سمت مسیری تازه |
|
black and white |
دیدن مسائل به شکل مطلق؛ فقط
درست یا غلط |
|
worth
the fight |
ارزش
تلاش و جنگیدن داشتن |
|
out of sight |
از دید خارج شدن، ناپدید شدن |
|
hard to
digest |
سخت
بودن پذیرش یک واقعیت |
|
your demons |
مشکلات، ترسها یا کشمکشهای
عمیق درونی |
|
regrets |
حسرتها
و پشیمانیها |
|
go too far |
بیش از حد پیش رفتن یا از حد
گذشتن |