
طراحی و توسعه
bytebot.ir
alone.
31 خرداد 1405, 23:09
10 بازدید
30 دقیقه مطالعه
مجموعه Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب، یک مجموعه عاشقانه معاصر M/M است که هر جلد آن داستان زوجی متفاوت را روایت میکند. در این مطلب با ترتیب کتابهای Roommate Arrangement، رومیت ارینجمنت، Platonic Rulebook، پلاتونیک رول بوک، Budding Attraction، بادینگ اترکشن و Employing Patience، امپلویینگ پِیشِنس آشنا میشوید.
معرفی مجموعه Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب
مجموعه Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب نوشته Saxon James، ساکسون جیمز، یکی از محبوبترین مجموعههای عاشقانه معاصر M/M است که داستان گروهی از مردان را روایت میکند که پس از طلاق، جدایی یا
تجربه شکستهای عاطفی، تلاش میکنند زندگی خود را از نو بسازند و دوباره به عشق
فرصت بدهند.
این مجموعه در
مجموع شامل 7 عنوان، متشکل از 6 رمان اصلی و 1 پیشدرآمد (نوولا)
است. هر کتاب روی یک زوج متفاوت تمرکز دارد و داستان عاشقانه مستقلی را روایت میکند.
به همین دلیل خواننده در پایان هر جلد به سرانجام رابطه شخصیتهای اصلی میرسد. با
این حال، تمام کتابها در یک دنیای مشترک جریان دارند و شخصیتهای هر جلد در
داستانهای بعدی نیز حضور پیدا میکنند. همین موضوع باعث میشود ارتباط میان کتابها
حفظ شود و خواننده به تدریج با تمام اعضای باشگاه مردان مطلقه آشنا شود.
نقطه قوت اصلی
مجموعه، شخصیتهای بزرگسال و واقعگرای آن هستند. برخلاف بسیاری از رمانهای
عاشقانه که روی شخصیتهای جوان تمرکز دارند، قهرمانان دیوُرسد مِنز کلاب اغلب
مردانی در دهه چهل یا پنجاه زندگی هستند که با مشکلاتی واقعی مانند طلاق، فرزند،
مسئولیتهای خانوادگی، تنهایی، سوگ، تغییر مسیر زندگی و شروع دوباره روبهرو میشوند.
در طول
مجموعه، خوانندگان با تروپهای محبوبی مانند همخانهها به عشاق، دوستان
به عشاق، عشق پنهانی، عشق پس از طلاق، فرصت دوباره برای خوشبختی، اختلاف سنی، کشف
هویت و شانس دوباره برای عشق مواجه میشوند. ساکسون جیمز این موضوعات را
با فضایی گرم، احساسی و گاهی طنزآمیز روایت میکند و به همین دلیل مجموعه توانسته
میان طرفداران رمانهای عاشقانه M/M
جایگاه ویژهای پیدا کند.
آنچه دیوُرسد
مِنز کلاب را از بسیاری از مجموعههای مشابه متمایز میکند، اهمیت دوستی و خانواده
انتخابی در کنار داستانهای عاشقانه است. اعضای باشگاه در سختترین روزهای زندگی
کنار یکدیگر میایستند، از هم حمایت میکنند و به مرور به خانوادهای تبدیل میشوند
که هر کدام از شخصیتها میتوانند روی آن حساب کنند.
اگر به رمانهای عاشقانه شخصیتمحور، روابط احساسی عمیق، شخصیتهای بزرگسال و داستانهایی درباره شروع دوباره علاقه دارید، مجموعه Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب میتواند یکی از بهترین گزینهها برای مطالعه باشد.

|
ویژگی |
توضیحات |
|
نام
مجموعه |
Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب |
|
نویسنده |
Saxon
James، ساکسون جیمز |
|
ژانر |
عاشقانه
معاصر M/M |
|
تعداد کتابها |
7 عنوان (6 رمان اصلی + 1 پیشدرآمد) |
|
وضعیت
مجموعه |
تکمیل
شده |
|
زبان اصلی |
انگلیسی |
|
نوع
روایت |
هر کتاب
داستان یک زوج متفاوت را روایت میکند |
|
ارتباط کتابها |
شخصیتهای کتابهای قبلی در جلدهای بعدی حضور دارند و داستانها در
یک دنیای مشترک جریان دارند |
|
پایانبندی |
هر کتاب
پایانبندی مستقل خود را دارد |
|
درونمایههای اصلی |
عشق دوباره، زندگی پس از طلاق، دوستی، خانواده انتخابی، رشد شخصیتی،
سوگ، کشف هویت و شروعی تازه |
|
رده سنی |
بزرگسالان،
18+ |
|
سطح زبان |
متوسط تا متوسط رو به بالا (B1 تا B2) |
|
مناسب
برای |
علاقهمندان
به رمانهای عاشقانه M/M، داستانهای شخصیتمحور و
روابط احساسی عمیق |
|
ترتیب مطالعه |
نام انگلیسی |
تلفظ فارسی |
|
0.5 |
Making Him Mine |
میکینگ
هیم ماین |
|
1 |
Roommate
Arrangement |
رومیت ارینجمنت |
|
2 |
Platonic Rulebook |
پلاتونیک
رول بوک |
|
3 |
Budding
Attraction |
بادینگ اترکشن |
|
4 |
Employing Patience |
امپلویینگ
پِیشِنس |
|
5 |
System
Overload |
سیستم اوورلود |
|
6 |
Forgotten Romance |
فرگاتن
رومنس |
پیش از شروع
اتفاقات مجموعه دیوُرسد مِنز کلاب، نویسنده داستان کوتاهی را روایت میکند که در
واقع جرقه شکلگیری این گروه را میزند. Making Him Mine، میکینگ هیم ماین داستان لیف و بارنی
است؛ دو مردی که سالهاست بهترین دوست یکدیگر هستند، اما یکی از آنها مدتهاست
احساساتی فراتر از دوستی در دل دارد.
بارنی به
تازگی طلاقش را پشت سر گذاشته است. او بعد از پایان ازدواجش روزهای سختی را تجربه
میکند و در تمام این مدت، لیف تنها کسی است که همیشه کنارش بوده است. هر زمان که
بارنی به همصحبت نیاز داشته، لیف حضور داشته. هر زمان که احساس تنهایی کرده، لیف
کنارش بوده. همین حمایتهای همیشگی باعث شده بارنی تصور کند رابطه آنها چیزی جز
یک دوستی عمیق نیست. اما حقیقت بسیار پیچیدهتر از این است.
چیزی که بارنی
نمیداند این است که لیف سالهاست عاشق اوست. او مدتها احساساتش
را پنهان کرده، چون نمیخواسته مهمترین رابطه زندگیاش را از دست بدهد. از نگاه
لیف، داشتن بارنی به عنوان دوست بهتر از این است که با اعتراف به عشقش همه چیز را
خراب کند. برای همین سالها سکوت کرده و نقش بهترین دوست را بازی کرده است.
اما همه چیز
زمانی تغییر میکند که بارنی اعلام میکند آماده است دوباره وارد دنیای قرارهای
عاشقانه شود. او میخواهد بعد از طلاق زندگی جدیدی بسازد و با افراد تازه آشنا
شود. برای بارنی این فقط یک تصمیم عادی است، اما برای لیف مثل یک فاجعه به نظر میرسد.
او ناگهان با این واقعیت روبهرو میشود که ممکن است مردی دیگر وارد زندگی بارنی
شود و جایگاهی را به دست آورد که خودش همیشه آرزویش را داشته است.
هر بار که
بارنی درباره قرارهای جدیدش حرف میزند، حسادت لیف بیشتر میشود. او تلاش میکند
مثل یک دوست خوب رفتار کند، اما دیگر نمیتواند احساساتش را کنترل کند. سالها صبر
کرده، سالها امیدوار بوده و حالا احساس میکند اگر باز هم سکوت کند، برای همیشه
شانسش را از دست خواهد داد.
در همین مسیر،
بارنی نیز کمکم شروع میکند به دیدن چیزهایی که قبلاً متوجه آنها نشده بود. او
به رفتارهای لیف، توجه همیشگیاش و حمایتی که بدون هیچ چشمداشتی دریافت کرده، با
نگاه تازهای فکر میکند. برای اولین بار این سؤال در ذهنش شکل میگیرد که شاید
مهمترین فرد زندگیاش تمام این مدت درست کنار او بوده است.
بخش مهم دیگر
این داستان، شکلگیری ایده باشگاه مردان مطلقه است. در همین
دوره، آرت دِ آلمیدا و بارنی درباره ایجاد گروهی برای مردانی که
طلاق را تجربه کردهاند صحبت میکنند؛ گروهی که بعدها به هسته اصلی تمام اتفاقات
مجموعه تبدیل میشود و بسیاری از شخصیتهای کتابهای بعدی را دور هم جمع میکند.
میکینگ هیم
ماین داستانی کوتاه اما احساسی درباره عشق پنهانی، بهترین دوستانی که به
عاشق تبدیل میشوند، ترس از اعتراف به احساسات و شجاعت جنگیدن برای کسی است که سالها
قلبت را در اختیار داشته است. همچنین این کتاب بهترین نقطه برای آشنایی
با فضای شهر، شخصیتهای اصلی و ریشه شکلگیری مجموعه دیوُرسد مِنز کلاب به شمار میرود.
داستان با پین
واکر آغاز میشود، مردی چهل ساله که پس از سالها زندگی مشترک، متوجه
خیانت همسرش میشود و ازدواجش از هم میپاشد. او که نه خانهای برای ماندن دارد و
نه برنامهای برای آینده، مجبور میشود شهر محل زندگیاش را ترک کند و به زادگاهش
برگردد. بازگشت برای پین اصلاً آسان نیست. او احساس میکند همه چیز را از دست داده
و باید از صفر شروع کند. مدتی نزد برادرش میماند، اما نمیخواهد بار اضافی روی
دوش خانواده او باشد.
در همین زمان،
بو ریکشا، بهترین دوست برادر پین، پیشنهادی میدهد که همه چیز را
تغییر میدهد. بو خانه بزرگی دارد و یک اتاق خالی. او از پین میخواهد به خانهاش
نقل مکان کند و در عوض به او در کارهای روزمره، آشپزی و مرتب کردن زندگی آشفتهاش
کمک کند. پین که چاره دیگری ندارد، این پیشنهاد را میپذیرد. اما چیزی که نمیداند
این است که بو نزدیک به بیست سال است عاشق اوست.
بو نویسنده
موفق رمانهای فانتزی و عاشقانه است. از بیرون زندگی فوقالعادهای دارد، اما در
واقعیت فردی فراموشکار، نامنظم و کمی عجیب به نظر میرسد. او همیشه احساس کرده
دیگران نمیتوانند شخصیت واقعیاش را بپذیرند. با این حال، پین از همان روزهای اول
بدون قضاوت با او رفتار میکند و همین موضوع باعث میشود بو بیشتر از قبل به او
نزدیک شود.
روزهای زندگی
مشترک آنها کمکم از یک توافق ساده فراتر میرود. پین آشپزی میکند، خانه را سر و
سامان میدهد و به بو کمک میکند از انزوای همیشگیاش بیرون بیاید. در مقابل، بو
باعث میشود پین دوباره بخندد، دوباره احساس ارزشمند بودن کند و کمکم از سایه
سنگین گذشته فاصله بگیرد. هرچه زمان میگذرد، پین متوجه میشود بیش از حد به حضور
بو وابسته شده است. او منتظر گفتوگوهای شبانه، شوخیهای روزمره و لحظههایی میشود
که کنار بو میگذراند.
در همین میان،
بو از احساساتش حرفی نمیزند. او باور ندارد مردی مثل پین بتواند روزی عاشقش شود.
به همین دلیل تلاش میکند رابطهشان را در حد دوستی نگه دارد. حتی از پین میخواهد
کمکش کند تا برای قرارهای عاشقانه آماده شود و یاد بگیرد چگونه با آدمهای جدید
ارتباط برقرار کند. اما هر بار که پین او را در کنار فرد دیگری تصور میکند، حس
عجیبی در وجودش شکل میگیرد؛ حسی که ابتدا حاضر نیست نامش را عشق بگذارد.
نقطه جذاب
داستان زمانی است که مرز میان دوستی و عشق آرامآرام از بین میرود. کشش میان آنها
دیگر قابل نادیده گرفتن نیست. بو سالها رویای بودن با پین را در سر داشته و حالا
برای اولین بار احساس میکند شاید این رویا آنقدرها هم غیرممکن نباشد. از طرف
دیگر، پین با این واقعیت روبهرو میشود که تمام تصوراتش درباره آینده، روابط و
حتی خودش در حال تغییر است.
بزرگترین
مانع میان آنها نه کمبود احساس، بلکه ترس پین از شروع دوباره
است. او تازه از یک ازدواج طولانی خارج شده و نمیداند آیا آماده ورود به رابطهای
جدید هست یا نه. بارها تلاش میکند احساساتش را نادیده بگیرد، اما هر بار بیشتر
متوجه میشود که آرامش، امنیت و خوشحالیای که در کنار بو پیدا کرده، چیزی نیست که
بتواند به سادگی از آن بگذرد.
در کنار
داستان عاشقانه اصلی، خواننده با گروهی از دوستان آشنا میشود که بعدها هسته اصلی باشگاه
مردان مطلقه، Divorced
Men's Club را تشکیل میدهند. دوستیها، حمایتهای
متقابل و شوخیهای میان اعضای این گروه، فضای گرم و دلنشینی به داستان میبخشد و
زمینه را برای کتابهای بعدی مجموعه فراهم میکند.
در نهایت،
رومیت ارینجمنت داستان مردی است که فکر میکرد زندگی عاشقانهاش به پایان رسیده و
مرد دیگری که سالها عشقش را در سکوت پنهان کرده بود. داستانی درباره شروع
دوباره، درمان زخمهای گذشته، پذیرفته شدن بدون قید و شرط و پیدا کردن عشق در جایی
که هیچکس انتظارش را ندارد.
داستان این
جلد حول گریفین اندروز و هیث ترنر میچرخد؛ دو
دوست صمیمی که سالهاست در زندگی یکدیگر حضور دارند. گریفین به تازگی از همسرش جدا
شده است. برخلاف بسیاری از طلاقها، جدایی او با تنش و نفرت همراه نبوده و او و
همسر سابقش هنوز رابطه محترمانهای دارند. پسرشان نیز وارد دانشگاه شده و حالا
برای نخستین بار بعد از سالها، گریف باید یاد بگیرد چگونه به عنوان یک مرد مجرد
زندگی کند. اما مشکلی وجود دارد؛ او از دوران نوجوانی با یک نفر بوده و تقریباً
هیچ تجربهای از دنیای قرارهای عاشقانه و مجردی ندارد.
در تمام این
مدت، هیث نزدیکترین دوست او بوده است. کسی که در روزهای سخت
طلاق کنارش ایستاده، به او کمک کرده کسبوکارش را مدیریت کند و اجازه نداده احساس
تنهایی او را از پا دربیاورد. برای گریف، هیث همیشه همان دوست وفادار و قابل
اعتماد بوده؛ کسی که هر زمان به کمک نیاز داشته، حضور داشته است. اما با ورود گریف
به زندگی مجردی، کمکم نگاهش به هیث تغییر میکند.
هیث تصمیم میگیرد
نقش راهنما را برای دوستش بازی کند. او میخواهد به گریف یاد بدهد چگونه دوباره
وارد دنیای روابط شود، چطور با افراد جدید آشنا شود و چگونه بعد از سالها زندگی
مشترک، دوباره برای خودش زندگی کند. در ابتدا همه چیز ساده به نظر میرسد. دو دوست
قدیمی فقط زمان بیشتری را با هم میگذرانند. اما هرچه روزها میگذرد، هر دو متوجه
میشوند چیزی در رابطهشان در حال تغییر است.
گریف که همیشه
هیث را صرفاً دوست خود میدانسته، ناگهان متوجه میشود بیش از حد به او توجه میکند.
حضورش آرامشبخش است، نظرش اهمیت دارد و فکر دیدن او در کنار شخص دیگری حس
ناخوشایندی در وجودش ایجاد میکند. از طرف دیگر، هیث نیز که تصور میکرد گریف هرگز
گزینهای عاشقانه برای او نخواهد بود، کمکم درگیر احساساتی میشود که دیگر نمیتواند
آنها را نادیده بگیرد.
نقطه عطف
داستان زمانی اتفاق میافتد که یک شب همه چیز از کنترل خارج میشود و آنها در
موقعیتی قرار میگیرند که سالها دوستیشان را زیر سؤال میبرد. صبح روز بعد، هیچکدام
نمیتوانند وانمود کنند اتفاقی نیفتاده است. گریف دیگر نمیتواند به هیث مثل گذشته
نگاه کند و هیث نیز برای نخستین بار مجبور میشود با احساسات واقعی خود روبهرو
شود. همان قوانین نانوشتهای که همیشه دوستیشان را حفظ کرده بود، یکی پس از دیگری
شکسته میشوند و «قانوننامه دوستی افلاطونی» آنها عملاً از بین میرود.
با این حال،
مشکل اصلی فقط کشش میان آنها نیست. هر دو تازه از مرحلهای مهم در زندگی عبور
کردهاند و هیچکدام به دنبال یک رابطه جدی نیستند. گریف هنوز در حال کنار آمدن با
هویت جدیدش پس از طلاق است و هیث نیز نمیخواهد دوستی چندین سالهشان را به خطر
بیندازد. به همین دلیل تلاش میکنند احساساتشان را ساده و موقتی جلوه دهند، اما
هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک میشوند، سختتر میتوانند وانمود کنند این رابطه فقط
یک سرگرمی یا تجربه گذرا است.
یکی از جذابترین
بخشهای داستان این است که برخلاف بسیاری از رمانهای دوستان به عاشقان، اینجا
خبری از سالها عشق پنهانی و حسرت یکطرفه نیست. گریف و هیث واقعاً سالها دوست
بودهاند و عشق میان آنها به تدریج و در طول داستان شکل میگیرد. همین موضوع باعث
میشود رابطهشان طبیعی، باورپذیر و بسیار احساسی به نظر برسد.
در کنار
داستان عاشقانه اصلی، اعضای باشگاه مردان مطلقه نیز حضور پررنگی دارند. شخصیتهای
جلد اول دوباره وارد داستان میشوند و دوستیها و حمایتهای میان اعضای گروه، فضای
گرم و خانوادگی مجموعه را حفظ میکند. این روابط فرعی نه تنها به جذابیت داستان
اضافه میکنند، بلکه زمینه را برای اتفاقات و شخصیتهای جلدهای بعدی نیز فراهم میسازند.
پلاتونیک رول
بوک داستانی درباره دوستی عمیق، کشف احساسات غیرمنتظره، شروع دوباره در
میانسالی و لحظهای است که متوجه میشوی مهمترین عشق زندگیات تمام این مدت درست
مقابل چشمانت بوده است.
داستان این
جلد درباره اورسن نپلز و فورد توماس است. اورسن
صاحب گل فروشی شهر است؛ مردی چهل و پنج ساله که چند سال قبل همسرش را از دست داده
و بعد از پشت سر گذاشتن روزهای بسیار سخت، زندگی آرام و منظمی برای خودش ساخته
است. بیشتر مردم شهر فقط میدانند او بیوه است، گل فروشی موفقی دارد و گاهی با
اعضای باشگاه مردان مطلقه وقت میگذراند، اما کمتر کسی از گذشته پر فراز و نشیب او
خبر دارد.
اورسن سالها
تلاش کرده زندگی بیدردسر و آرامی داشته باشد. او دیگر دنبال هیجان، دردسر یا عشق
تازه نیست. بعد از مرگ همسرش به این نتیجه رسیده که احتمالاً تا پایان عمر تنها
خواهد ماند. برای همین وقتی فورد توماس وارد زندگیاش میشود،
آخرین چیزی که انتظارش را دارد عاشق شدن است.
فورد مکانیک
خوشبرخورد و پرانرژی شهر است. مردی شوخطبع، خالکوبی شده و بسیار اجتماعی که
تقریباً با همه کنار میآید. او مدتها اورسن را از دور دیده اما هیچ وقت توجه
خاصی به او نداشته است. تا اینکه یک روز وارد گل فروشی اورسن میشود و ناگهان نمیتواند
او را از ذهنش بیرون کند. چیزی در نگاههای اورسن و آرامش عجیب او وجود دارد که
فورد را به سمتش میکشد.
برخلاف بسیاری
از داستانهای عاشقانه، فورد از همان ابتدا احساسش را پنهان نمیکند. او آشکارا با
اورسن شوخی میکند، به او ابراز علاقه میکند و از وقت گذراندن با او لذت میبرد.
اما مشکل اینجاست که اورسن تمام عمرش تصور میکرده مردی کاملاً دگرجنسگرا است. او
عاشق همسرش بوده و هرگز به این فکر نکرده که ممکن است روزی نسبت به یک مرد احساس
متفاوتی پیدا کند.
در ابتدا
اورسن هر بار که فورد او را به بیرون دعوت میکند، سعی دارد همه چیز را در قالب یک
دوستی معمولی تعریف کند. او مدام به خودش یادآوری میکند که این قرار عاشقانه نیست
و فقط دو دوست هستند که با هم وقت میگذرانند. اما هرچه بیشتر کنار فورد قرار میگیرد،
بیشتر متوجه میشود منتظر پیامهای او میماند، به دیدنش فکر میکند و از بودن در
کنارش احساس خوشبختی میکند.
بخش مهمی از
داستان به درگیریهای درونی اورسن اختصاص دارد. او فقط با کشش تازهای که احساس میکند
روبهرو نیست، بلکه هنوز بخشی از وجودش درگیر غم از دست دادن همسرش است. گاهی
احساس میکند اگر دوباره عاشق شود، انگار خاطره همسرش را فراموش کرده است. همین
موضوع باعث میشود بارها از خودش بپرسد آیا حق دارد دوباره خوشحال باشد یا نه.
در مقابل،
فورد با صبر زیادی رفتار میکند. او هرگز اورسن را برای تصمیم گرفتن تحت فشار نمیگذارد.
میداند که اورسن باید خودش به پاسخ سؤالاتش برسد. به جای عجله کردن، تلاش میکند
ابتدا دوست خوبی برای او باشد. همین دوستی آرام و صمیمی کمکم به پایهای محکم
برای رابطه عاطفی آنها تبدیل میشود.
هرچه داستان
جلوتر میرود، اورسن بیشتر متوجه میشود چیزی که میان او و فورد شکل گرفته با تمام
روابط قبلیاش متفاوت است. برای نخستین بار بعد از سالها دوباره هیجان، امید و
اشتیاق را تجربه میکند. او کمکم میفهمد مسئله فقط علاقه به یک مرد نیست، بلکه عاشق
شخصی شده که باعث شده دوباره زندگی را دوست داشته باشد.
در کنار رابطه
عاشقانه، گذشته اورسن نیز نقش مهمی در داستان دارد. رازهایی از سالهای قبل زندگی
او فاش میشود و خواننده متوجه میشود مرد آرام و متینی که امروز میبیند، همیشه
چنین فردی نبوده است. اشتباهات گذشته، ترس از قضاوت شدن و نگرانی درباره آینده،
بارها میان او و خوشبختی قرار میگیرند.
بادینگ اترکشن
داستانی درباره عشق پس از سوگ، کشف دوباره خود، فرصت دوم برای خوشبختی و
پذیرفتن این حقیقت است که عشق همیشه مطابق برنامههای ما ظاهر نمیشود.
رابطه اورسن و فورد آرام، احساسی و تدریجی شکل میگیرد و همین روند باعث میشود
خواننده قدم به قدم با احساسات آنها همراه شود.
داستان جلد
چهارم بالاخره سراغ شخصیتی میرود که از همان ابتدای مجموعه نقش مهمی در شکلگیری باشگاه
مردان مطلقه داشته است؛ آرت دِ آلمیدا. مردی ثروتمند،
جذاب و خوشمشرب که صاحب کافه و بار محبوب شهر است و تقریباً همه او را میشناسند.
آرت همیشه این تصویر را از خودش ساخته که به هیچ رابطه جدیای نیاز ندارد. او عاشق
آزادیاش است، سخت کار میکند، بیشتر از همه به دوستان و خانوادهاش اهمیت میدهد
و معتقد است زندگیاش دقیقاً همان چیزی است که میخواهد. دستکم تا زمانی که جویی
منینگ وارد زندگیاش میشود.
جویی مردی
جوانتر است که زیر فشار سنگین مشکلات مالی زندگی میکند. او سالها برای مراقبت
از خواهرهایش از خواستههای خودش گذشته است. تمام تلاشش این است که خواهر بزرگترش
بتواند دانشگاه را تمام کند و خواهر کوچکترش نیز آینده بهتری داشته باشد. برای
همین مجبور است چندین کار مختلف انجام دهد و مدام نگران اجاره خانه و هزینههای
زندگی باشد. وقتی برای کار به کافه آرت میآید، هیچ تصوری ندارد که این شغل قرار
است زندگیاش را تغییر دهد.
از همان اولین
ملاقات، میان آرت و جویی جرقهای شکل میگیرد. جویی شوخ، پرانرژی و به شکل عجیبی
اهل شیطنت است. او مدام با آرت شوخی میکند، سر به سرش میگذارد و از دیدن واکنشهایش
لذت میبرد. در مقابل، آرت که معمولاً کنترل همه چیز را در دست دارد، کمکم متوجه
میشود حضور این کارمند جدید بیش از حد ذهنش را درگیر کرده است. مشکل اینجاست که
جویی خودش را یک مرد کاملاً دگرجنسگرا معرفی کرده و آرت هم نمیخواهد وارد دردسری
شود که پایانش از قبل مشخص است.
ماهها میگذرد
و آنها هر روز کنار هم کار میکنند. شوخیهای ساده تبدیل به نوعی بازی همیشگی
میانشان میشود. اطرافیانشان متوجه کشش میان آنها هستند، اما خودشان حاضر نیستند
به آن اعتراف کنند. آرت سعی میکند احساساتش را نادیده بگیرد و خودش را قانع کند
که جویی فقط یک کارمند است. جویی نیز با وجود تمام شوخیها و رفتارهایش، نمیخواهد
حقیقتی را که در ذهنش شکل گرفته بپذیرد. او برای اولین بار در زندگیاش نسبت به
مردی چنین احساسی پیدا کرده و نمیداند با آن چه کند.
هرچه داستان
جلوتر میرود، لایههای پنهان شخصیت جویی آشکار میشود. پشت لبخندهای همیشگی و
رفتارهای بیخیالش، مردی قرار دارد که سالها بار مسئولیت خانواده را به تنهایی به
دوش کشیده است. او همیشه مراقب دیگران بوده و کمتر کسی پیدا شده که از خودش مراقبت
کند. در مقابل، آرت دقیقاً از آن دسته آدمهایی است که نمیتواند مشکلات دیگران را
نادیده بگیرد. بدون اینکه جویی متوجه شود، بارها تلاش میکند به او کمک کند و
شرایط زندگیاش را بهتر کند. همین توجه و مراقبت باعث میشود جویی بیش از پیش به
او وابسته شود.
یکی از جذابترین
بخشهای داستان زمانی است که جویی کمکم متوجه میشود احساسش نسبت به آرت صرفاً
تحسین یا دوستی نیست. او همیشه فکر میکرد آیندهاش کاملاً مشخص است، اما حالا با
واقعیتی روبهرو شده که تمام باورهای قبلیاش را به چالش میکشد. برخلاف انتظارش،
این موضوع برای او به یک بحران بزرگ تبدیل نمیشود. جویی بیشتر از آنکه نگران
برچسبها باشد، روی احساسی تمرکز میکند که هر روز عمیقتر میشود.
در همین زمان،
آرت نیز با مشکلی روبهرو است که هیچکس انتظارش را ندارد. مردی که همیشه از تعهد
فرار میکرده و به روابط کوتاهمدت عادت داشته، حالا برای اولین بار نمیتواند
جویی را از ذهنش بیرون کند. او کمکم متوجه میشود دیگر نمیخواهد فقط بخشی از
زندگی جویی باشد، بلکه میخواهد در تمام آینده او حضور داشته باشد. این احساس برای
آرت ترسناک و در عین حال هیجانانگیز است.
در کنار
داستان عاشقانه، حضور اعضای باشگاه مردان مطلقه همچنان یکی از بخشهای جذاب رمان
است. دوستان آرت که سالها او را به عنوان مردی ضدتعهد میشناختهاند، حالا با لذت
شاهد این هستند که او بالاخره عاشق شده است. شوخیها، دخالتهای دوستانه و حمایتهای
همیشگی آنها فضای گرم و صمیمی مجموعه را حفظ میکند و حس خانوادهای بزرگ را به
داستان میدهد.
امپلویینگ
پِیشِنس داستان مردی است که تمام عمر از وابسته شدن فرار کرده و مرد دیگری که
همیشه زندگی خودش را فدای دیگران کرده است. داستانی درباره عشقی که آرامآرام
شکل میگیرد، مراقبت از یکدیگر، عبور از ترسهای قدیمی و پیدا کردن کسی که بالاخره
احساس میکند ارزش جنگیدن برای آینده را دارد.
داستان این
جلد درباره کلر گیبسون و ویل فریمن است؛ دو
شخصیتی که خوانندگان مجموعه از کتابهای قبلی بارها آنها را دیدهاند. کلر سالها
پیش در نوجوانی پدر شده و تقریباً تمام زندگیاش را صرف بزرگ کردن پسرش، مالی،
کرده است. او همیشه خودش را قبل از هر چیز یک پدر دانسته و به ندرت برای خواستهها
و نیازهای شخصیاش وقت گذاشته است. اما حالا که مالی تصمیم گرفته برای شروع زندگی
جدید به سیاتل نقل مکان کند، کلر برای نخستین بار با این سؤال روبهرو میشود که
اگر تمام زندگیاش حول محور پسرش نباشد، چه کسی خواهد بود.
در همین زمان،
ویل فریمن نیز با تغییر بزرگی در زندگی خود روبهرو میشود. او
سالهاست بهترین دوست مالی بوده و عملاً بخشی از خانواده کلر به حساب میآید. اما
با رفتن مالی، ویل احساس میکند مهمترین تکیهگاه زندگیاش را از دست داده است.
او از خانوادهای میآید که به دلیل گرایش جنسیاش حمایت چندانی از او نکردهاند و
همیشه آرزوی داشتن خانهای امن و زندگی باثبات را داشته است. به همین دلیل وقتی
شرایط باعث میشود به خانه کلر نقل مکان کند، این فرصت را از دست نمیدهد.
مشکل اینجاست
که ویل سالهاست عاشق کلر است. عشقی که هیچوقت جرأت بیانش را نداشته، چون کلر پدر
بهترین دوستش بوده و رابطه میان آنها از همان ابتدا غیرممکن به نظر میرسیده است.
حالا ناگهان خودش را زیر یک سقف با مردی میبیند که مدتهاست قلبش را در اختیار
دارد. هر وعده غذایی مشترک، هر گفتوگوی شبانه و هر لحظهای که در کنار کلر میگذراند،
احساساتش را قویتر میکند.
از طرف دیگر،
کلر نیز نمیتواند نسبت به حضور ویل بیتفاوت بماند. او همیشه ویل را به عنوان
دوست صمیمی پسرش میشناخته، اما زندگی روزمره در کنار او باعث میشود جنبههای
دیگری از شخصیتش را ببیند. ویل مهربان، مسئولیتپذیر، جذاب و بسیار بیشتر از چیزی
است که کلر تصور میکرد. کمکم میان آنها کششی شکل میگیرد که نادیده گرفتنش هر
روز سختتر میشود.
با وجود این
احساسات، هر دو مرد تلاش میکنند فاصله خود را حفظ کنند. بزرگترین مانع میان آنها
مالی است. هیچکدام نمیخواهند به او آسیب بزنند یا باعث شوند
احساس کند به اعتمادش خیانت شده است. همین موضوع باعث میشود بارها احساسات خود را
سرکوب کنند و رابطهای که میتواند به عشق تبدیل شود را متوقف نگه دارند. اما
زندگی زیر یک سقف، تمرینهای مشترک، شامهای دونفره و صمیمیتی که هر روز بیشتر میشود،
شرایط را پیچیدهتر از قبل میکند.
در همین میان،
مالی از راه دور تصمیم میگیرد برای پدرش شریک مناسبی پیدا کند و از ویل میخواهد
در این کار کمکش کند. این اتفاق شرایط را حتی دشوارتر میکند، زیرا ویل باید در
حالی برای پیدا کردن فردی مناسب برای کلر تلاش کند که خودش سالها عاشق او بوده
است. هر قرار ملاقات جدید و هر صحبت درباره آینده، برای ویل یادآور این حقیقت است
که شاید هرگز نتواند مردی باشد که در کنار کلر قرار میگیرد.
هرچه داستان
جلوتر میرود، کلر نیز بیشتر متوجه میشود که چیزی فراتر از دوستی میان آنها شکل
گرفته است. او که تمام عمرش را صرف پدر بودن کرده، حالا برای نخستین بار میخواهد
برای خودش زندگی کند و به خواستههای قلبیاش اهمیت بدهد. اما پذیرفتن این احساسات
برای مردی که سالها فقط نقش پدر را ایفا کرده، آسان نیست.
در کنار
داستان عاشقانه اصلی، اعضای باشگاه مردان مطلقه بار دیگر حضور پررنگی دارند.
دوستان قدیمی با شوخیها، دخالتهای دوستانه و حمایتهای همیشگی خود تلاش میکنند
کلر و ویل را به سمت خوشبختی هل دهند. همین حضور شخصیتهای محبوب جلدهای قبل باعث
میشود داستان حس بازگشت به یک خانواده بزرگ و صمیمی را داشته باشد.
سیستم اوورلود
داستانی درباره عشق ممنوعه، اختلاف سنی، همخانه شدن، عشق قدیمی و مردی
است که پس از سالها فداکاری برای دیگران، بالاخره یاد میگیرد برای خوشبختی خودش
نیز بجنگد. در عین حال، ویل نیز باید تصمیم بگیرد آیا حاضر است برای عشقی
که سالها در دلش پنهان کرده، خطر از دست دادن مهمترین آدمهای زندگیاش را
بپذیرد یا نه.
آخرین جلد
مجموعه سراغ زوجی میرود که خوانندگان از همان کتابهای ابتدایی بارها نامشان را
شنیدهاند؛ مک ایزر و دیوی ایزر. برخلاف زوجهای
قبلی، این دو نفر غریبه نیستند که عاشق شوند، بلکه مردانی هستند که بیش از بیست
سال عاشق یکدیگر بودهاند، ازدواج کردهاند، بچه دارند و حتی طلاق گرفتهاند. اما
مشکل اینجاست که با وجود تمام اتفاقاتی که افتاده، هنوز هم نتوانستهاند از یکدیگر
دل بکنند.
سالها قبل،
دیوی برای ساختن آیندهای بهتر برای خانوادهاش شغلی را انتخاب میکند که او را
دائماً از خانه دور نگه میدارد. او هفتههای زیادی را در سفرهای کاری میگذراند و
تمام تلاشش را میکند تا بهترین زندگی ممکن را برای همسر و فرزندانش فراهم کند.
اما از دید مک، ماجرا کاملاً متفاوت است. او بیشتر روزها را به تنهایی با بچهها
میگذراند و احساس میکند همسرش آرام آرام از خانواده فاصله گرفته است. سوءتفاهمها
بیشتر میشوند، ناراحتیها روی هم جمع میشوند و در نهایت مک در لحظهای از
ناامیدی درخواست طلاق میدهد؛ درخواستی که تصور میکند دیوی هرگز آن را قبول
نخواهد کرد. اما دیوی فکر میکند این همان چیزی است که همسرش میخواهد و با آن
موافقت میکند. همین یک تصمیم زندگی هر دوی آنها را تغییر میدهد.
دو سال از
طلاق میگذرد، اما هیچکدام واقعاً زندگی جدیدی شروع نکردهاند. آنها هنوز
فرزندانشان را با هم بزرگ میکنند، هنوز در بسیاری از مسائل کنار یکدیگر هستند و
حتی دیوی بخش زیادی از زمان حضورش در شهر را در همان خانه قدیمی میگذراند. روی
کاغذ از هم جدا شدهاند، اما در واقعیت هنوز نمیتوانند یکدیگر را رها کنند. نه مک
توانسته کسی را جایگزین دیوی کند و نه دیوی توانسته زندگی بدون مک را بپذیرد.
همه چیز زمانی
تغییر میکند که دیوی پس از یک ارتقای شغلی موفق میشود دوازده هفته کامل در خانه
بماند. طولانیترین زمانی که طی سالهای اخیر کنار خانوادهاش بوده است. این فرصت
باعث میشود هر دو مرد دوباره با زندگی مشترکی که از دست دادهاند روبهرو شوند.
صبحانههای خانوادگی، بازی با بچهها، شوخیهای قدیمی و خاطراتی که هنوز در گوشه
گوشه خانه وجود دارند، مدام به آنها یادآوری میکنند چه چیزی را از دست دادهاند.
مک این دوازده
هفته را آخرین فرصت خود میبیند. او تصمیم میگیرد هر کاری لازم باشد انجام دهد تا
دیوی دوباره عاشقش شود. در ذهنش نقشههای زیادی میکشد تا خاطرات خوب گذشته را
زنده کند و به دیوی نشان دهد هنوز هم میتوانند خانوادهای خوشبخت باشند. اما مشکل
اینجاست که او هنوز بسیاری از احساسات واقعیاش را به زبان نمیآورد و باز هم
انتظار دارد دیوی بدون شنیدن حرفهایش همه چیز را بفهمد.
در طرف مقابل،
دیوی تصور میکند این دوازده هفته فرصتی است تا بالاخره مک را رها کند و اجازه دهد
زندگی تازهای را آغاز کند. او خودش را متقاعد کرده که اگر مک فرد دیگری را پیدا
کند، خوشحال خواهد شد. اما هر بار که احتمال نزدیک شدن مک به شخص دیگری مطرح میشود،
حسادت و ناراحتی شدیدی تمام وجودش را فرا میگیرد. همین موضوع باعث میشود کمکم
بفهمد هرگز از عشقش به مک دست نکشیده است.
بخش مهمی از
داستان به گفتوگوهایی اختصاص دارد که سالها دیر اتفاق افتادهاند. برای اولین
بار، مک و دیوی مجبور میشوند صادقانه درباره مشکلات ازدواجشان حرف بزنند. درباره
تنهایی، خستگی، ترسها، انتظارات و اشتباهاتی که هر دو مرتکب شدهاند. آنها کمکم
متوجه میشوند نه مک قربانی ماجرا بوده و نه دیوی مقصر اصلی. هر دو به شکلی متفاوت
در فروپاشی رابطهشان نقش داشتهاند و حالا اگر میخواهند دوباره کنار هم باشند،
باید این بار واقعاً برای رابطهشان تلاش کنند.
برخلاف بسیاری
از رمانهای شانس دوباره، فرگاتن رومنس فقط درباره بازگشت دو عاشق به یکدیگر نیست.
این کتاب درباره دو مرد میانسال است که پس از سالها زندگی مشترک باید دوباره
یکدیگر را بشناسند، یاد بگیرند چگونه حرف بزنند، چگونه گوش بدهند و چگونه میان
عشق، خانواده و خواستههای شخصی تعادل برقرار کنند.
فرگاتن رومنس
پایانی احساسی برای مجموعه دیوُرسد مِنز کلاب است؛ داستانی درباره عشقی که
هرگز از بین نرفته، اشتباهاتی که قابل جبران هستند و این حقیقت که گاهی برای نجات
یک رابطه، فقط دوست داشتن کافی نیست و باید یاد گرفت چگونه برای آن جنگید.

این مجموعه
برای بزرگسالان نوشته شده و در رده +18 سال
قرار میگیرد. دلیل این موضوع وجود صحنههای عاشقانه و جنسی صریح، موضوعات مرتبط
با روابط بزرگسالان، طلاق، ازدواج، هویت جنسی و مسائل احساسی پیچیده است.
بیشترین لذت
از خواندن این مجموعه را افرادی میبرند که به رمانهای عاشقانه M/M معاصر، شخصیتهای بزرگسال، روابط احساسی عمیق و داستانهای
مبتنی بر رشد شخصیتی علاقه دارند. برخلاف بسیاری از رمانهای عاشقانه که روی شخصیتهای
جوان تمرکز دارند، قهرمانان مجموعه دیوُرسد مِنز کلاب اغلب در دهه چهل زندگی خود
قرار دارند و با دغدغههای واقعی مانند طلاق، فرزند، مسئولیتهای خانوادگی، سوگ،
شروع دوباره و پیدا کردن عشق در مراحل بعدی زندگی روبهرو هستند.
اگر به تروپهایی
مانند همخانهها به عشاق، دوستان به عشاق، عشق پس از طلاق، فرصت دوباره
برای خوشبختی، کشف هویت، عشق در میانسالی و خانواده انتخابی علاقه دارید،
این مجموعه میتواند انتخاب بسیار مناسبی باشد.
در مجموع، Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب برای خوانندگانی مناسب است که به دنبال
رمانی عاشقانه، احساسی و شخصیتمحور هستند و از داستانهایی لذت میبرند که نشان
میدهند پیدا کردن عشق و شروع یک زندگی تازه محدود به سن خاصی نیست.

از نظر سطح
زبان، مجموعه Divorced
Men's Club، دیوُرسد
مِنز کلاب در محدوده متوسط
تا متوسط رو به بالا (Intermediate تا Upper-Intermediate) قرار میگیرد. نویسنده از نثری روان، امروزی و قابل فهم استفاده کرده و
بیشتر داستانها بر گفتوگوهای روزمره، روابط شخصیتها و اتفاقات زندگی تمرکز
دارند.
بخش زیادی از
متن را مکالمههای دوستانه و عاشقانه تشکیل میدهد، بنابراین خوانندگان با
اصطلاحات رایج انگلیسی، شوخیهای روزمره، مکالمات غیررسمی و واژگان مرتبط با روابط
عاطفی روبهرو میشوند. به همین دلیل مطالعه این مجموعه برای افرادی که در سطح B1 تا B2
زبان انگلیسی قرار دارند،
معمولاً دشوار نیست.
البته در برخی
بخشها واژگان مربوط به طلاق، روابط خانوادگی، احساسات، هویت جنسی و روابط
عاشقانه بزرگسالان نیز دیده میشود. همچنین به دلیل وجود صحنههای
عاشقانه، بخشی از واژگان کتابها به روابط عاطفی و بزرگسالان اختصاص دارد.
در مجموع، اگر
خواندن رمانهای عاشقانه انگلیسی را تازه شروع کردهاید اما سطح زبان شما حداقل B1 است،
مجموعه دیوُرسد مِنز کلاب میتواند گزینه مناسبی باشد. نثر روان، دیالوگهای زیاد،
فصلهای خوشخوان و فضای معاصر داستان باعث شده این مجموعه نسبت به بسیاری از رمانهای
عاشقانه انگلیسی، خواندن آسانتری داشته باشد.
این مجموعه
شامل 7 عنوان (6 رمان اصلی + 1 پیشدرآمد) است. کتابهای مجموعه
به ترتیب شامل Making Him
Mine، میکینگ
هیم ماین تا Forgotten Romance، فرگاتن رومنس هستند.
ترتیب مطالعه
توصیه میشود، چون هرچند هر کتاب داستان عاشقانه مستقل دارد، اما شخصیتها در
جلدهای مختلف حضور دارند و دنیای داستانی مشترک بین همه کتابها وجود دارد.
این مجموعه در
ژانر عاشقانه معاصر M/M قرار دارد و روی روابط
عاطفی مردان، زندگی پس از طلاق، دوستیهای عمیق و شروع دوباره تمرکز میکند.
بله، هر کتاب
روی یک زوج متفاوت تمرکز دارد و داستان عاشقانه مستقل خود را روایت میکند، اما
همه داستانها در یک دنیای مشترک و مرتبط با هم جریان دارند.
بله، هر جلد
پایانبندی کامل دارد و داستان هر زوج در همان کتاب جمعبندی میشود، در حالی که
خط داستانی کلی مجموعه نیز در طول 7 کتاب پیش میرود.
این مجموعه
برای بزرگسالان 18 سال به بالا مناسب است، زیرا شامل روابط
عاشقانه صریح و موضوعات مرتبط با زندگی بزرگسالان است.
داستانها
احساسی، شخصیتمحور و رابطهمحور هستند و به شکل تدریجی به رشد احساسات و شکلگیری
عشق میان شخصیتها میپردازند.
هر جلد شخصیتهای
اصلی متفاوتی دارد، از جمله زوجهایی مانند پین و بو، گریفین و هیث، اورسن
و فورد، آرت و جویی و دیگر شخصیتهای مرتبط با باشگاه مردان مطلقه.
بله، این
مجموعه برای علاقهمندان به رمانهای عاشقانه M/M، داستانهای
احساسی، روابط عمیق و تروپهایی مثل دوستان به عشاق و همخانهها به عشاق بسیار
مناسب است.
نویسنده این
مجموعه Saxon James، ساکسون جیمز است که به خاطر آثار عاشقانه احساسی و شخصیتمحور
در ژانر M/M شناخته میشود.
مجموعه Divorced Men's Club، دیوُرسد مِنز کلاب یکی از مجموعههای محبوب در ژانر عاشقانه
معاصر M/M است که داستان گروهی از مردان بزرگسال را روایت میکند که پس از تجربه
طلاق، شکست عاطفی یا تغییرات بزرگ زندگی، دوباره مسیر عشق و شروعی تازه را پیدا میکنند.
این مجموعه
شامل 7 عنوان (6 رمان اصلی + 1 پیشدرآمد) است و هر کتاب داستان
یک زوج متفاوت را دنبال میکند، در حالی که همه شخصیتها در یک دنیای مشترک حضور
دارند و در جلدهای مختلف نیز دیده میشوند. همین ارتباط بین کتابها باعث میشود
خواننده حس یک دنیای زنده و پیوسته را تجربه کند.
در طول
مجموعه، موضوعاتی مانند عشق دوباره، دوستیهای عمیق، خانواده انتخابی،
طلاق، سوگ، کشف هویت، مسئولیتهای زندگی و شانس دوباره برای خوشبختی به
شکلی احساسی و واقعگرایانه روایت میشوند. شخصیتها اغلب بزرگسالانی هستند که با
مشکلات واقعی زندگی روبهرو شدهاند و همین موضوع باعث باورپذیری بیشتر داستانها
میشود.
اگر به رمانهای
عاشقانه شخصیتمحور، روابط عاطفی تدریجی، تروپهایی مانند دوستان به عشاق، همخانهها
به عشاق و داستانهای احساسی درباره شروع دوباره علاقه دارید، مجموعه دیوُرسد
مِنز کلاب میتواند انتخابی جذاب و خواندنی باشد.
در نهایت، این مجموعه نشان میدهد که عشق و تغییر همیشه امکانپذیر است، حتی زمانی که زندگی در نقطهای به نظر تمامشده میرسد.
نویسنده
alone.
جدیدترین مطالب

معرفی مجموعه Wicked Games اثر Kaylie Smith، از Phantasma تا Enchantra
15 خرداد 1405
38

معرفی مجموعه Windy City (ویندی سیتی) اثر Liz Tomforde، عاشقانه ای جذاب در دنیای ورزش
15 خرداد 1405
29

معرفی مجموعه Vitale Brothers (ویتاله برادرز)، دارک رومنس مافیایی اثر Brea Alepoú و Skyler Snow
15 خرداد 1405
69

مجموعه The Edge of Darkness (د ادج آو دارکنس) | معرفی کتابها، ترتیب مطالعه و داستان
15 خرداد 1405
55

معرفی مجموعه The Crimson Moth / دِ کریمزن ماث اثر Kristen Ciccarelli
18 خرداد 1405
52
دستهبندیها
برچسبهای داغ

طراحی و توسعه
bytebot.ir